ساكن تهران هستيد؟! مى‌توانيد از گزينه ارسال با پیک هم استفاده كنيد.

کتاب وقتی ما همه مردیم
 روی جلد کتاب وقتی ما همه مردیم

کتاب وقتی ما همه مردیم


ناشر: روزنه
دسته بندی: داستان فارسی
مشخصات بیشتر
متاسفانه این کتاب موجود نیست
درباره‌ کتاب

مش قربان قمه‌ای از زیر لباسش بیرون آورد و آن را به سمت یوسف پرتاب کرد. با برخورد قمه به گردن یوسف او به هوش آمد و خود را داخل کلبه‌ی مش قربان یافت. پیشانی‌اش خیس عرق شده بود. وقتی فهمید آن چیزهایی که دیده بود رویایی بیش نبوده است نفس راحتی کشید. با دستش شیشه‌ی بخار گرفته‌ی کلبه را پاک کرد و انعکاس صورتش نمایان شد. مش قربانبه سمت یوسف آمد و دستش را روی گل نرگس گذاشت.« چی شد؟ دوباره لال شدی! راستی می‌دونستی که می‌گن پیاز این گل سم کشنده‌ای داره. اگه بخوریش درجا تموم می‌کنی. بهش می‌گن گردنبند خدایان دوزخ. فقط پیازش سمیه »

مش قربان با گفتن این حرف سرش را چرخاند و سریع به سمت کتری رفت. یوسف، بی آنکه خود بداند، با نگاهی به مش قربان دیوانه‌وار دستش را درون گلدان کرد وپیاز گل نرگس را از خاک بیرون کشید. ریشه‌ی گل مانند قلبی درون خاک می‌تپید. ساقه را از پیاز جدا کرد ودرون جیب کتش گذاشت. ساقه‌ی بی ریشه را هم داخل خاک فرو کرد.سر آن گلی که ریشه ندارد چه می‌آید؟ می‌میرد. یوسف این را می‌دانست و با این حال پیاز گل را جدا کرد.

«چایی حاضره .»

صفحه 26  


مشخصات کامل کتاب
نام کتاب: وقتی ما همه مردیم
ناشر: روزنه
دسته بندی: داستان فارسی
تعداد صفحات:164
شابک:9789643348816
شماره چاپ:1
سال چاپ:1398
روی جلد کتاب وقتی ما همه مردیم
دیدگاه کاربران
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی