کتاب هزار بیشه ملانصرالدین
دیدنی ها و شنیدنی ها
قبل از خرید کتاب هزار بیشه ملانصرالدین بخوانید
هیچ عیبی ندارد اگر ملانصرالدین در چاپ های پی درپی حرفهایِ جدید هم بزند، و تلخی و شیرینیِ احوالِ زمانِ حال را هم «لحاظ» کند؛ و در امتدادِ قرون، قطب نما و عینک و ساعت هم به خود ببیند؛ و شاید روزی، محضِ امتحان، به جایِ الاغ، یک پیکان هم بخرد؛ هواپیما هم سوار شود؛ سینما هم برود؛ و کارش ــــــ چرا که نه؟ــــــ حتی به لپ تاپ هم بکشد. اینها همه در جایِ خود جایز است، به شرط آن که از خردِ بهلولی همچنان برخوردار بماند؛ ایجازِ عبیدی را از یاد نبرد و هزاربیشۀ بهلولیش از شوخی هایِ بی پروپا پر نشود ــــــ این دلقکِ گول، این لودۀ مکار! یک چنین ملایی تن به زمان نمی دهد، آن را پس می زند؛ هر قدر هم که پیر شده باشد، همچنان جوان می ماند.
از مقدمه کتاب
جملات کتاب
شاهدِ عادل
یکی، به زور، سی دینار به ملا رشوه داد که به نفعِ او شهادت بدهد.
در محکمه ملا گفت «تحویلِ سی جوالِ جو را به مدعی تأیید میکنم». قاضی گفت «موضوعِ دعوا جو نیست گندم است!». ملا گفت«گندم یا جو فرقی نمیکند وقتی شهادت به دروغ باشد یا به زور!».
صفحه 148