کتاب روز و شب یوسف
قبل از خرید کتاب روز و شب یوسف بخوانید
ما از اول در خیابان مانگو زندگی نمیکردیم. پیش از آنجا خانهمان در لومیس بود، طبقه سوم و قبل از آن در کیلر. پیش از کی لر در پائولینا بودیم و از آن پیشتر را یادم نیست. چیزی که یادم مانده اسباب کشی پشت اسباب کشی است. هر بار هم انگار یکی به جمعمان اضافه میشد. زمانی که به خیابان مانگو رسیدیم شش نفر بودیم؛ مامان بابا، کارلوس، کی کی، خواهرم ننی و من.
خانهی خیابان مانگو مال خودمان است و لازم نیست بابت آن به کسی اجارهای بپردازیم، با طبقهی پایینیها از حیاط مشترک استفاده کنیم، یا مواظب باشیم زیادی سروصدا راه نیندازیم و حتی صاحبخانهای هـم درکار نیست که با دسته جارو به سقف بکوبد. با همهی این احوالخانهای هم نیست که فکر میکردیم گیرمان میآید.
صفحه ۱۱
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید