کتاب روح اسپینوزا
(شفای جان)
پیش از خرید کتاب روح اسپینوزا شفای جان بخوانید
این اثر کاوشی روان، کاربردی و فلسفی در اندیشههای باروخ اسپینوزا برای دستیابی به آرامش درونی و رهایی از رنجهای روحی است. در کلیت این کتاب، با بازخوانی اخلاق و تفکر اسپینوزا به مثابه راهکاری برای سلامت روان و معنای زیست روبهرو میشویم.
درباره کتاب
کتاب روح اسپینوزا شفای جان نوشته نیل گراسمن، کوششی است برای سادهسازی و کاربردی کردن فلسفه پیچیده باروخ اسپینوزا، فیلسوف بزرگ قرن هفدهم. گراسمن در این اثر با تمرکز بر شاهکار اسپینوزا یعنی کتاب اخلاق، نشان میدهد که چگونه جهانبینی عقلانی و معنوی او میتواند ابزاری برای درمان عواطف مخرب، رهایی از ترس و اضطراب، و رسیدن به آزادی و شادی پایدار باشد.
خواندن کتاب روح اسپینوزا شفای جان به چه کسانی پیشنهاد می شود
- علاقهمندان به فلسفه کاربردی و فلسفه اخلاق: کسانی که میخواهند از اندیشههای فلسفی برای مواجهه با چالشهای روحی و زندگی روزمره بهره ببرند.
- دوستداران اندیشههای اسپینوزا و روانشناسی فلسفی: افرادی که به دنبال فهمی همهفهم، عمیق و منسجم از جهانبینی اسپینوزا و نسبت آن با سلامت روان هستند.
درباره نویسنده
نیل گراسمن، استاد بازنشسته فلسفه در دانشگاه ایلینوی شیکاگو است که پژوهشهای متعددی در زمینه فلسفه افلاطون، اسپینوزا و فلسفه ذهن دارد. مصطفی ملکیان، از اندیشمندان و مترجمان برجسته معاصر، این اثر را ترجمه کرده و نشر دوستان آن را در اختیار مخاطبان قرار داده است.
جملات کتاب روح اسپینوزا شفای جان
رواندرمانگری دو سویه دارد: سلبی و ایجابی. سويهيِ سلبيِ آن درصدد است که احساساتِ منفیّ را در آدمی ریشهکن کند، احساساتی از قبیلِ برآشفتگی، خشم، غیظ، دشمنی، کینهتوزی، انزجار، نفرت، بیزاری، خوارشماری، اهانت/توهین، استهزاءگری، آزردگی، تکدّر، رنجش، نکوهشگری، اضطراب، تشویش، پریشانی، سرآسیمگی، آشفتگی، دستپاچگی، (دل) نگرانی، هول، ترس، دلهره، ناامنی، ناتوانی، تزلزلِ خاطر، شکنندگی، بیچارگی، عُجب، انحصارطلبی، حسد، حرص، شکّاکیّت، پشیمانی، احساسِگناه/تقصير، احساسِ بیارزشی، تأسّف بر خود، شرمساری، سرخوردگی، احساسِ شکستخوردگی، ملال، افسردگی، بیعلاقگی، بیدلودماغی، اندوه، غمگینی/غصّهمندی، نومیدی، ناکامی، زخمخوردگی، تنهایی، پوچی، وسواس، تلخکامی، عصبی بودن، بدگمانی، فشارِ روانی، ضربهيِ روانی، و کشاکشِ درونی. سویهیِ ایجابيِ رواندرمانگری در کارِ این است که احساساتِ مثبت را در آدمی پدید آورد و راسخ سازد، احساساتی از قبیلِ لذّت، خوشی، خشنودی، شادی، هیجان، انبساطِ خاطر، شعف، وجد، رأفت/مهربانی، همدلی، محبّت، عشق، شفقّت، قوّتِ قلب، امید، اعتماد، فروتنی، گشادهدستی، بخشایشگری، خرسندی، آرامش، آسودگی، آرَمِش، صفا، علاقه، شگفتی، خودپذیری، دیگرپذیری، عزّتِ نفس، گشودگی، حقّشناسی، سپاسمندی، حیرت و خشیتِ کیهانی.
صفحه ۵۱
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید