پیش از خواندن کتاب رضا قاسمی در گفت و گوی بلند با محمد عبدی بدانید
رضا قاسمی، یکی از متفاوتترین و تأثیرگذارترین نویسندگان دهههای هفتاد و هشتاد شمسی، همواره جهانی پیچیده، شخصی و پر از رنج را در داستانهایش خلق کرده است. این کتاب، که حاصل ساعتها گفتوگوی صمیمانه و بیپردهی محمد عبدی با اوست، کلیدی است برای ورود به ذهن خالقِ رمان شگفتانگیز «همنوایی شبانه ارکستر چوبها». اگر میخواهید با نویسندهای آشنا شوید که تجربههای زیستهاش از کارگاه نمایش و موسیقی تا تبعید و تنهایی در پاریس را با جادوی خیال پیوند میزند، این مصاحبهی بلند همچون یک رمان جذاب شما را با خود همراه خواهد کرد.
درباره کتاب
این کتاب ۱۳۷ صفحهای، گفتوگویی مفصل و عمیق میان محمد عبدی و رضا قاسمی است. ایده این کتاب در سال ۱۳۹۰ و در جریان ساخت فیلم مستندی دربارهی قاسمی (با عنوان «نجواگر همنوایی شبانه») شکل گرفت. از آنجا که محدودیتهای زمانی فیلم اجازه نمیداد تمام حرفهای شنیدنی و داستانهای زندگی او در مستند گنجانده شود، محمد عبدی تصمیم گرفت مشروح این گفتوگوها را در قالب کتابی مستقل منتشر کند.
در این کتاب، رضا قاسمی با همان مهارت داستانگوییِ نفسگیرش، از دوران کودکی و محدودیتهای آن میگوید، از شبخوابی در خیابان در دوران دانشجویی، تجربیاتش در کارگاه نمایش، آهنگسازی و همکاری با شهرام ناظری در آلبوم «گل صد برگ» پرده برمیدارد. همچنین، او به تفصیل دربارهی فرآیند خلق سه رمان مهم خود یعنی «همنوایی شبانه ارکستر چوبها»، «چاه بابل» و «وردی که برهها میخوانند» صحبت میکند و از وسواسهایش هنگام نوشتن، تلخی داستانهایش و پیوند ناگسستنیِ واقعیت و خیال در آثارش میگوید.
خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- طرفداران و خوانندگان آثار رضا قاسمی (بهویژه رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوبها»).
- علاقهمندان به ادبیات معاصر ایران، رمانهای روانشناختی و ادبیات مهاجرت/تبعید.
- کسانی که به شناخت فرآیند خلق هنری، نویسندگی و ارتباط میان زندگی شخصی و جهان داستانیِ یک نویسنده علاقهمندند.
معرفی مصاحبهگر، مصاحبهشونده و ناشر
رضا قاسمی (متولد ۱۳۲۸)، نویسنده، کارگردان تئاتر و آهنگساز ایرانیِ ساکن پاریس است که با انتشار رمانهایش جایگاهی ویژه در ادبیات داستانی معاصر یافت. مصاحبهگر و گردآورندهی این اثر، محمد عبدی (متولد ۱۳۵۳) است و این کتاب توسط نشر بیدگل در سال ۱۴۰۰ منتشر شده است.
جملات کتاب
«رضا قاسمی نویسندهای است متفاوت که هر چند از جهت فضا و ساختار داستانهایش با صادق هدایت (به ویژه بوف کور) و بهرام صادقی (ملکوت) خویشاوند میشود اما در نهایت نویسندهای است جدای از دیگران با دنیایی بسیار شخصی...»
«آفرینش ادبی از جایی میآید بس عمیقتر از آگاهی. با این پیشفرض خودش هم نمیداند که ننه دوشنبه و مادام هلنا چطور وارد داستان کودکی او شدهاند.»
«قاسمی غالباً در میانه روایتها به ناگاه با جملهای تکاندهنده انگشت اشارهاش را به سمت و سویی میگیرد که کمتر کسی بدان توجه کرده؛ حقیقتی تلخ را مثل یک پتک بر سر خوانندهاش میکوبد.»