کتاب خانه ای برای آقای بیسواس
آقای بیسواس (اگرنه به تمامی) در بسیاری از ما هست. کسی که با همهی دوری این چنین به ما نزدیک است و گاه گویی خود ماست که به زبان میآید و دست به عمل میزند. او روشنفکری است گرفتار همان کوته نظریها حقارتها عقدهها و هول و هراسهای جامعه خود که به شورشی مسخره و دون کیشوتوار در برابر قراردادها و رسوم دست میزند و روز به روز این قیدوبندها بیشتر به دست و پایش بسته میشود تا سرانجام هلاکش میکند.
در این سرزمین تک افتاده همه چیز ناکام و ناتمام و بیسرانجام رها میشود و هیچ کوششی هرگز به ثمر نمیرسد همه چون اشباحی سرگردان دور خود میچرخند و بیهوده اسیر پیش داوریها، خشمهای حقیر و خرافات خود هستند. با این حال نایپل یکسره بیامید نیست همین قدر که آقای بیسواس با تلاشهای توان فرسا (به قولی چون پیرمرد ماهیگیر همینگوی) سرانجام صاحب خانهای -هرچند ناقص و ابتر- میشود و پسرش را به خارج میفرستد خود نوعی پیروزی است.
یادداشت مترجم
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید