رودخانهی پرتلاطم یک جانِ شیفته
کتاب جان شیفته؛ معرفی، خلاصه داستان، نقد و بررسی شاهکار رومن...
آرمیده، سالها به انتظار،
وقتی سایهام مرا پوشاند،
هیچ نخاستم.
در روز شمار، بیگمان
گلی را میبوییدم
که زمانی میان چهرهیی مقام داشت.
درد میآمد، درد
و به درها میخورد
به در تمامیی کاروانسراها میخورد
بلندترین شاخ نبات.
صفحه 180
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید