کتاب یادداشت های یک پزشک جوان
پیش از خرید کتاب یادداشت های یک پزشک جوان بخوانید
مواجهه با اولین بیماران در یک روستای دورافتاده و بر دوش کشیدن بار سنگین مسئولیت جان انسانها، آن هم درست پس از فارغالتحصیلی چه حسی دارد؟ بولگاکوف در این اثر، وحشت، استیصال و در عین حال شجاعت یک پزشک تازهکار را روایت میکند. اگر به داستانهای رئالیستی، تجربههای واقعیِ پزشکی و روایات تکاندهنده از روان انسان علاقه دارید، این کتاب گزینهای پُرکشش برای شماست.
درباره کتاب
میخاییل بولگاکوف، نویسندهی بزرگ روس که خود نیز پزشک بود، در این کتاب به روایت نخستین تجربیات پزشکی خود میپردازد؛ روزگاری که بلافاصله پس از پایان تحصیلاتش به قصبهای دورافتاده منتقل شد و ناچار بود در آنجا به تنهایی با بیماریهای روستاییان دستوپنجه نرم کند.
علاوه بر یادداشتهای یک پزشک جوان، داستان مشهور و روانشناختیِ «مورفین» نیز در این کتاب گنجانده شده است. بولگاکوف در این داستان، سقوط و چگونگی اعتیاد یک پزشک به این مادهی مخدر را به شکلی بدیع و تکاندهنده به تصویر میکشد.
خواندن کتاب یادداشت های یک پزشک جوان به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به ادبیات کلاسیک روسیه و آثار میخاییل بولگاکوف.
- پزشکان، دانشجویان علوم پزشکی و کسانی که به روایات مستند از دنیای طبابت علاقه دارند.
- دوستداران داستانهای کوتاهی که با نگاهی واقعگرایانه به چالشهای روحی و اعتیاد میپردازند.
معرفی نویسنده، مترجم و ناشر
میخاییل بولگاکوف، از برجستهترین نویسندگان قرن بیستم روسیه و خالق شاهکار مرشد و مارگاریتا، این کتاب را بر اساس تجربهی زیستهی خود نگاشته است. ترجمهی فارسی این اثر با قلم آبتین گلکار انجام شده و نشر ماهی آن را روانهی بازار کتاب کرده است.
جملات کتاب
پس دنیا در روز تولد من کجا رفته است؟ چراغهای الکتریکی مسکو کجاست؟ مردم؟ آسمان؟ پشت پنجرهها هیچ چیز پیدا نیست. ظلمات...
ارتباط ما با مردم بریده شده است. نزدیکترین تیرهای چراغ نفتی به ما در فاصله نُه ویرستایی در ایستگاه راهآهن قرار دارد. لابد آنجا هم چراغ سوسو میزند و از باد و توفان مینالد. قطار سریعالسیر مسکو نیمهشب با غرشی از آنجا میگذرد و حتی توقفی هم نمیکند؛ قطار به این ایستگاهی که از یادها رفته و زیر کولاک مدفون شده نیازی ندارد.
صفحه 93