کتاب سه کتاب (نوشته زویا پیرزاد)

نویسنده: زویا پیرزاد

فقط گاهی، گاهی فقط، وقتی که از بانک برمی‌گردد کمی از پس‌انداز ماه قبل را هنوز در کیف دارد. بعد از چند روز تردید و تفکر و آره و نه کردن بالاخره تصمیم می‌گیرد با این پول چیزی برای خودش بخرد. یک جفت جوراب نایلون یا یک روسری. بعد از هر بار کلنجار رفتن با وجدان و آوردن دلایل مختلف برای مبرا کردن خود از ولخرجی، بعد از توضیح به شوهر و مادر و حتی پسر و دخترش، وقتی که چیزی را که می‌خواهد می‌خرد، دچار احوالی می‌شود که هیچ نمی‌خواهد کسی شاهدش باشد. روزها که دارد جارو می‌کند و کمرش درد گرفته است، یاد آن چیز می‌افتد و درست مثل عروسکی که کوکش را تند کرده باشند با سرعت بیشتری جارو می‌کند. در صف گوشت یا نان وقتی که پادرد می‌گیرد، یاد آن چیز باعث می‌شود درد پا را فراموش کند. جارو کردن را تمام می‌کند، نان و گوشت را می‌خرد و به خانه می‌رود. دست و رو می‌شوید، موهایش را شانه می‌زند و بعد آرام به کشو یا گنجه نزدیک می‌شود. گوشش به صداهاست که مبادا کسی سر برسد. این لحظه‌های نادر تنها لحظه‌های خصوصی زندگیش است. از خصوصی بودن این لحظه‌ها و از اینکه هیچ‌کس، نه شوهر و نه مادر و نه فرزندانش سهمی در آن ندارند و استفاده‌ای از آن نمی‌برند احساس گناه می‌کند.


متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب سه کتاب (نوشته زویا پیرزاد)

متاسفانه این کتاب موجود نیست
  • نام کتاب: سه کتاب (نوشته زویا پیرزاد)
  • ناشر : مرکز
  • تعداد صفحات: 343
  • شابک: 9789643058555
  • شماره چاپ: 48
  • سال چاپ: 1397
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:
    (1 نفر)

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

داستان معمولی زندگی یک زن متمول

مروری بر کتاب عادت می‌کنیم نوشته‌ی زویا پیرزاد

از زنان گفتن

زویا پیرزاد: مروری بر زندگی و آثار

«چند هزار نفر توی این فنجان چای خورده‌اند؟»

برگرفته از کتاب "عادت می‌کنیم" نوشته‌ی زویا پیرزاد، نشر مرکز

کتاب های پیشنهادی