مرگ روشنفکر، دیوانگی است
مروری بر کتاب سمفونی مردگان نوشتهی عباس معروفی
زن خیلی آهسته وبدون هیچ لطافتی دوتا برگه از بسته کند و داد به آرتور.
گفت((امیدوارم ببرین.)) لبخندی زد که ناگهان بر چهره ش شکفت، مثل یه گل اوریگامی برای پیشرفته ها. ((جایزه هامون خیلی خوبن.))
آرتور گفت ((مرسی.ممنون.)) بلیت های بخت آزمایی را با عجله گذاشت تو جیبش و به ساعتش نگاه کرد.
صفحه80