کتاب حال حیرت
مجموعه یادداشت ها
حال خوب با هایده، موتسارت، شجریان عزیزم و...
میشود هنرمند بود و موسیقی را دوست نداشت؟ «نه. باید از هر وقتی استفاده کنیم و بنشینیم یک موسیقی خوب را با دقت گوش کنیم. به هنگام کارِ خانه موسیقی بشنویم. به هنگام رانندگی گوشمان به موسیقی باشد. آن وقت متوجه میشویم که تنشهایمان کمتر میشود و کمتر هم احساس خستگی میکنیم. هیچ چیز مثل یک موسیقی خوب نمیتواند حال من را خوب کند. حالا میخواهد هایده باشد یا موتسارت یا شجریان عزیزم یا علیزاده و کلهر یا مادونا و بیتلز! در کنار موسیقی، معتقدم که یک تئاتر خوب از هر هنر خوب دیگری خوبتر است. تئاتر کار مشکلی است. هر شب باید زنده اجرا بروی و هر شب باید خسته نشوی و بهتر از شب پیش باشی. اخیراً نمایشنامه «هر کسی یا شب میمیرد یا روز، من شبانهروز» نوشته و کار سجاد افشاریان را دیدم که خیلی خوب بود.»
در مورد توقعش از روزنامه و مجله و بچههای خبرنگار پرسیدم. گفت: «من همیشه دلم میخواست خبرنگار شوم. و حیطهی رسانه را خیلی دوست دارم. اولین کتابی را هم که ترجمه کردم «زندگی جنگ و دیگر هیچ» از اوریانا فالاچی بود که خبرنگار فوقالعادهای بود. توقعم از هر رسانه این است که راست بگوید و ترس و احتیاط را بگذارد کنار! که البته در اجرا کار غیرممکنی است! اما میشود با تمهیداتی حرفمان را بزنیم. بلدی میخواهد و تمرین. که میبینیم گاهی این اتفاق دارد میافتد و چه خوب. بادا که بیش باد.
صفحه ۱۶7
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید