× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

جای خالی سلوچ

نویسنده: محمود دولت آبادی

نفیر ملایم ابراو به مِرگان آرامش خیال می‌داد. بی‌اختیار نگاه به روی پسر داشت. پلک‌هایش، مژه‌هایش، بر هم لمیده بودند. صورتش آرام بود. جای تب‌خال کنج لبش کم‌کم داشت محو می‌شد. موهای کوتاه روی پیشانی پهنش چسبیده بودند. چهره‌اش، مثل روی آب، پاک و ملایم بود. دل مِرگان می‌خواست برخیزد و برود روی گونه پسرش را دزدانه ببوسد. اما چیزی مثل لایه‌ای نامرئی مانعش می‌شد. از این که مهربانی خود را بنمایاند شرمنده بود. مِرگان چنین بود. مهر خود را نمی‌توانست به سادگی بازگو کند. عادت نداشت. شاید، چون بروز دادن عشق، فرصت می‌خواهد. گه گاه هم اگر مِرگان گرفتار قلب خود می‌شد، ثقل خشک و خشنی سد راهش بود. پس بیان مهرگویی خود بیگانه‌ترین خصلت او شده بود. گرچه جوهر مهر عمیق‌ترین خصلت مِرگان بود. به جای هرچه، زبری و خشونت. به جای هرچه، چنگ و دندان و خشم. و این، عادت شده بود. عادتِ پرخاش و واکنش‌های سخت، به هر چه. احساس مهربانی مِرگان غصب‌ شده بود. شاید بشود گفت «تاراج!» و این حس تنها هنگامی جلوه می‌کرد که جان او آرام گرفته باشد. دریا که آرام بگیرد مروارید دست می‌دهد: تبلور مهر.

قیمت: 80,000 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : چشمه
  • تعداد صفحات: 405
  • شابک: 9789646194267
  • شماره چاپ: 41
  • سال چاپ: 1399
  • نوع جلد: گالینگور
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ

دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ

پسر نوجوانی در یک ظهر تابستان عاشق دختر دایی اش می شود و تلاش می کند این عشق را به سرانجام برساند؛ اما روابط خانوادگی به هم می ریزد، اوضاع سیاسی کشور آشفته می شود و ... بیشتر بخوان
 «که جوانی انگشت‌های لرزان مرا دارد.»

«که جوانی انگشت‌های لرزان مرا دارد.»

داستان‌های فدایی‌نیا -همچنان که باید داستان باشد- داستان نیست؛ خود را از تداوم ظاهری و پیوندهای روایی دور نگه می‌دارد. هر پاره‌اش خود قصه‌ای‌ست از درون، گاه هر چند خطش، و در مجموع تمام نوشته، در اتمسفر طنزگونه و شاعرانه و تا حدودی ملانکولیک، وحدتی داستانی می‌یابد، منتها داستانی از درون، که تنها سایه‌هایی گذران از خارج، از زندگی واقعی بر آن می‌افتد. بیشتر بخوان
 هجرت رفتن است

هجرت رفتن است

اما اصلاً چرا سوژه‌ای که نگاهش به گذشتۀ خودش چنین است، عزمِ هجرت می‌کند؟ بیشتر بخوان
 تنگسیر؛ روایت شکل‌ گیری قهرمان

تنگسیر؛ روایت شکل‌ گیری قهرمان

زائر محمد که از ظلمی که در حقش روا داشته‌اند به تنگ آمده است؛ دست به قتل مسبیبن این ماجرا می‌زند. بیشتر بخوان
 «گازِ خفه‌کن بزنی، یارو مغزش می‌پکد.»

«گازِ خفه‌کن بزنی، یارو مغزش می‌پکد.»

حالا داریم از پشت مقبره‌های خصوصی رد می‌شویم. آخرین قبرها هم دارند تمام می‌شوند. کسی دارد توی دلم موهایش را می‌کشد و محکم به صورتش می‌کوبد. کیفم را می‌گذارم بین خودم و در و خیلی آهسته دستم را می‌برم توی کیف. روی صفحه‌ی موبایل دست می‌کشم. کاش همان‌ گوشی قبلی بود و این گوشی مدل بالای تاچ لعنتی را مادر برایم نخریده بود. بدون این‌که به صفحه نگاه کنم، نمی‌توانم هیچ غلطی بکنم.  بیشتر بخوان
 این‌جا مفهوم بخشش بی‌معناست

این‌جا مفهوم بخشش بی‌معناست

این‌جا مفهوم بخشش بی‌معناست. فقط یک شعار بزک کرده و خوش آب و رنگ و البته فاقد ارزش است، چون این‌جا «بخشیدن، ماهیت آن‌چه را می‌خواهیم ببخشیم، تغییر می‌دهد.» بله، بخشش فضیلت است و نشان از بزرگواری و مهربانی دارد؛ انگار.  بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات چشمه
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم محمود دولت آبادی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..