× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال۲۵۰۰۰ هزار تومان
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای ۱۵۰ هزارتومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
یک سوال مانده تا تغییر!

مروری بر نمایشنامه‌ی آدم آدم است از برتولت برشت

حجت سلیمی

شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸

shorter-link Save Story
آدم آدم است

گالی‌گی[1] یک روز صبح در خانه‌اش روی صندلی راحتی‌اش نشسته و به همسرش می‌گوید که «زن عزیز! تصمیم گرفته‌ام امروز چون درآمدمان اجازه می‌دهد یک ماهی بخرم. این کار برای حمالی[2] که خیلی کم سیگار می‌کشد و تقریبا هیچ‌گونه اعتیادی ندارد پا از گلیم دراز کردن نیست!».[3] و این شروع روایت خاص برشت از زندگی گالی‌گی است. حمال ساده‌ای که وجودش روی صحنه قطعه قطعه می‎شود. 

  بزرگترین معضلش اینست که نمی‌تواند نه بگوید! اول به جای ماهی، خیار می‌خرد. به جای اینکه حداقل همان خیار را به خانه و پیش زنش ببرد، تصمیم می‌گیرد برای نجات جان جوخه سربازان کاری بکند. چرا که یکی از سربازهای جوخه 4 نفره‌ حین دزدی­شان از معبد خدای زرد، در آنجا گیر افتاده و اگر تا سرشماری بعدی کسی جای او نباشد، سه نفر باقیمانده اعدام می‌شوند. در ادامه، نیاز سربازان به حضور دائمی گالی‌گی باعث می‌شود تلاش کنند تا اورا برای مدت زمان زیادتری نزد خود نگه دارند.

در تمام این مراحل این خود گالی‌گی است که نمی‌تواند "نه" بگوید! اوست که پذیرفته که حتما همه‌چیز باید به این شکل باشند. گالی‌گی، رفته رفته هویتش را از دست می‌دهد و از خود بیگانه می‌شود، تا جایی که حتی همسر خود را دیگر نمی‌شناسد. پس از آن با کلک هوشمندانه‌ای او را مجبور می‌کنند که بپذیرد آن سرباز مفقود است. درواقع ترکیب حماقت و ساده‌لوحی خاص گالی‌گی است که داستان را به پیش می‌برد. اگر یکی از این دو خصیصه در او وجود نداشت، ماهی را خریده و به خانه بازگشته بود و تا آخر عمرش گالی‌گی باقی می‌ماند.

آدم آدم است اولین نمایشنامه‌ی برشت در سبک ابداعی‌اش (روایی[4]) است. سرشار از تکنیک‌های خاص برشت و بهترین نمونه برای آشنایی با شیوه‌ی خاص اوست.

 مهم‌ترین ویژگی این سبک، رعایت دائمی ویژگی فاصله‌گذاری[5] (یا بیگانه‌سازی[6]) است. به این معنی که ذات مصنوعی تکنیک‌های نمایشی و تئاتری، برخلاف پیشینیان، نه‌تنها حذف نمی‌شود بلکه روی آن‌ها تأکید ویژه‌ای شده و پررنگ‌تر می‌‌شوند. ازاین‌رو مخاطب از درگیری احساسی به دور شده و فکرش زودتر از احساسش به کار می‌افتد.

جمله‌ی اول، کاراکتر گالی‌گی را بی‌هیچ پیچیدگی و تکنیک خاصی با صراحت محض معرفی می‌کند. «من گالی‌گی هستم، من ساده هستم، من کم سیگار می‌کشم، من حمال هستم، من سعی می‌کنم پایم را از گلیمم دراز نکنم». در پایان داستان هیچ‌کدام از این گزاره‌ها دیگر صدق نمی‌کند. در بیشتر نمایش‌های برشت، معرفی کاراکترها به این شیوه است. شاید این میراث رسیده از شرق ( بخصوص چین و درام مکتب جنوبی) باشد؛ کاراکترها در آن نوع نمایش، به‌محض ورود به صحنه، خودشان را در قالب یک دوبیتی معرفی کرده و نویسنده با خیالی راحت به گره‌های داستانی و نقاط مهم‌تر داستان می‌پردازد.

از دیگر ویژگی‌های برشتی آن‌که مثلاً یک جایی از نمایش، عملا یکی از بازیگرها از نقش خارج شده و از زبان خود نویسنده به صورت کاملا مستقیم جان کلام و عصاره‌ی نمایش را اعلام می‌کند:

« آقای برتولت برشت ادعا می‌کند که آدم آدم است: این چیزی است که هرکس می‌تواند ادعا کند. ولی آقای برشت ثابت هم می‌کند که با انسان به دلخواه خیلی کارها می‌توان کرد. امشب اینجا انسانی مانند اتومبیلی اوراق خواهد شد. بی آنکه دراین میان چیزی از کف بدهد. آدم از نزدیک معاینه می‌شود. به هر منظوری که اوراق و سوارش کنند، باز هیچ پشیمانی‌ای به بار نخواهد آمد. اگر مراقب نباشیم ممکن است یک شبه از او قصابی بسازند. آقای برتولت برشت امیدوار است که زمینی که روی آن ایستاده‌اید را چون برف آب‌شدنی بدانید. و از دیدن گالی‌گی حمال دریابید که زندگی در این دنیا چه خطرهایی دارد.»[7]

صحنه پایانی(صحنه 9) یکی از تاثیرگذارترین قسمت‌های این نمایش است. این صحنه دقیقا مثل یک موسیقی پست راک، با یک پیش‌درآمد با حضور گالی‌گی و عدم حضور جرایا جیپ(سرباز مفقود) آغاز می‌شود. بعد با شش بخش به پیش رفته و رفته‌رفته اوج می‌گیرد و در آخر دیگر گالی‌گی وجود ندارد و به جای آن جرایا جیپ موجودیت یافته است.

در واقع برشت استاد خلق دیالکتیک است. به شما کمک می‌کند که تفکر خود را درباره تمام مسائل هستی به کار بیندازید و بی‌چون و چرا چیزی را نپذیرید. "سوال" است که پیشرفت انسان‌ها را تضمین می‌کند. سوال است که تخیل را آزاد می‌کند. این تخیلِ آزادشده می‌تواند تمام نسخه‌های واقعیت را برای خود بسازد و از میانشان بهترین را برگزیند. بعد آن را با واقعیت فعلی مقایسه کرده و در صورت عدم تطابق، سعی بر تطبیق واقعیت حاضر با واقعیت ایده‌آل بکند.

اینجا دقیقا جایی است که راه برشت از ارسطو و قالب درامش جدا می‌شود. ارسطو دست به توصیف جهان و پذیرش نیروهایی چون سرنوشت و غیره می‌زند. اما برشت می‌گوید چرا توصیف کنیم؟ چرا سرنوشت را مقصر بدانیم؟ تغییر لازم است. واقعیت و ماهیت جهان همواره در حال سیلان مستمر است. چرا ما نباشیم؟ باید باور کنیم که واقعیت همواره می‌تواند به شکل دیگری هم باشد. باید شما از بیرون به گالی‌گی نگاه کنید و بگویید اگر او بودید چه کارهایی را می‌کردید و چه کارهایی را نمی‌کردید. "فکر کنید" که چگونه می‌شد همه‌ی این‌ها را تغییر داد.

به رودی که خسته و سنگین می‌گذرد

می‌توانی بارها چشم بدوزی

ولی آنچه می‌بینی هیچ‌گاه آب پیشین نیست

حتی قطره‌ای از آبی که می‌گذرد

هرگز به سرچشمه‌اش باز نمی‌گردد

پس به موجی که بر پایت می‌شکند

درنگ مکن

چه، تا پایت در آب است

موجهای دیگری بر آن خواهد شکست


آدم آدم است

آدم آدم است

نویسنده: برتولت برشت ناشر: اشاره قطع: شمیز،رقعی نوع جلد: شمیز قیمت: 35,000 تومان


[1] Galy Gay

[2] باربر

[3] صحنه اول از نمایشنامه آدم آدم است

[4] Epic

[5] Verfremdungs effekt(آلمانی)

[6] Alienation

[7] بخش گفتار در آدم آدم است، پیش از صحنه 9

مطالب پیشنهادی

کتاب های پیشنهادی

مالی سویینی

مالی سویینی

براین فری‌یل ,
14,000 تومان
غرب غم زده

غرب غم زده

مارتین مک دونا ,
14,000 تومان
مرگ فروشنده

مرگ فروشنده

آرتور میلر ,
27,000 تومان
مرد بالشی

مرد بالشی

مارتین مک دونا ,
19,000 تومان
آدم آدم است

آدم آدم است

برتولت برشت ,
35,000 تومان
Some text some message..