× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)

آخرین روز کاری‌اش را که تمام کرد...

بخشی از کتاب «مردی به نام اوُه» اثر فردریک بكمن

نویسنده مهمان

چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۷

shorter-link Save Story
مردی به نام اوه

و ردپاهای پدر

زنش به تقدیر اعتقاد داشت. معتقد بود «تمام راه‌ها» - راه‌هایی که آدم در طول زندگی طی می‌کند – شخص را به طرق مختلف به «چیزی» می‌رساند که آن چیز همان «مقصد شخص» است. هر وقت این بحث را شروع می‌کرد، طبیعتا اُوه اغلب زیرلبی حرف نامفهومی می‌زد! خودش را خیلی درگیر نشان می‌داد و یک پیچ را سفت می‌کرد، ولی هیچ وقت مخالفت نمی‌کرد. شاید سرنوشت از نظر زنش «چیزی» بود، جایی که او را به آن‌جا برده بود، اُوه خودش را درگیر این مسائل نمی‌کرد. سرنوشت از نظر اُوه «یک شخص» بود.

کمی غیرمعمول بود که در 16 سالگی یتیم شود، خانواده‌اش را از دست بدهد، خیلی قبل‌تر از اینکه بتواند برای خودش خانواده تشکیل دهد و آن را جایگزین خانواده ازدست‌رفته‌اش کند. این‌جاست که نوع خاصی از تنهایی و بی‌کسی به وجود می‌آید.

اُوه دو هفته روی ریل‌های قطار کار کرد. سخت‌کوش و وظیفه‌شناس بود و وقتی به این نتیجه رسید که از آن کار خوشش آمده خودش هم تعجب کرد. داشتن شغل نوعی آرامش‌ خاطر بود. ابزار را در دست بگیری و بتوانی نتیجه کارت را ببینی. اُوه هیچ‌وقت از مدرسه متنفر نبود، ولی هیچ‌وقت هم مزیت مدرسه را به‌درستی نفهمید. از ریاضی خوشش می‌آمد و در این درس یک سال از بقیه هم‌کلاسی‌هایش جلوتر بود و راستش را بخواهید به بقیه درس‌ها خیلی اهمیت نمی‌داد. ولی این شغل چیز دیگری بود، چیزی که خیلی بیشتر مناسبش بود.

آخرین روز کاری‌اش را که تمام کرد، ناراحت و گرفته بود. ناراحتی‌اش به این خاطر نبود که مجبور بود به مدرسه برگردد، به این خاطر بود که تازه فهمیده بود اصلا نمی‌داند خودش و زندگی‌اش را چطور جمع‌و‌جور کند. یقینا پدر جنبه‌های خوب زیادی داشت، ولی همان‌طور که قبلا گفتیم جز یک خانه درب‌و‌داغان، یک ساب قدیمی و یک ساعت مچی خط‌افتاده، چیز دیگری نداشت که به ارث بگذارد و کسی حق نداشت اصلا حرفی از خیریه کلیسا به میان بیاورد، خدای بی‌معرفت باید این موضوع را روی یخ می‌نوشت. اُوه توی رختکن که ایستاده بود این جمله را بلند و واضح به زبان آورد، به احتمال زیاد برای این‌که به گوش خدا برسد یا شاید هم به گوش خودش.

رو به سقف فریاد زد: «حالا که پدر و مادرم را ازم گرفتی، پولت هم واسه خودت!» 

مردی به نام اوه

مردی به نام اوه

نویسنده: فردریک بكمن ناشر: نون قطع: شمیز,رقعی نوع جلد: شمیز قیمت: 46,000 تومان

مطالب پیشنهادی

کتاب های پیشنهادی

جیرجیرک های باغ قوام‌السلطنه

جیرجیرک های باغ قوام‌السلطنه

لیلا بابایی فلاح ,
20,000 تومان
اودیسه (بر اساس اثر جاودان هومر)

اودیسه (بر اساس اثر جاودان هومر)

امین طباطبایی ,
10,000 تومان
مردی در تبعید ابدی

مردی در تبعید ابدی

نادر ابراهیمی ,
42,000 تومان
سرشت و سرنوشت

سرشت و سرنوشت

مونیکا مورر ,
ناموجود
سه گانه فاضل نظری (باقاب)

سه گانه فاضل نظری (باقاب)

فاضل نظری ,
ناموجود
Some text some message..