کتاب «دوباره فکر کن» (Think Again) نوشته آدام گرانت یکی از پرفروشترین کتابهای روانشناسی و توسعه فردی سالهای اخیر است. گرانت در این کتاب توضیح میدهد که موفقیت همیشه نتیجه داشتن اطلاعات بیشتر نیست؛ بلکه گاهی به توانایی رها کردن باورهای قدیمی و دوباره فکر کردن بستگی دارد. اگر میخواهید بدانید این کتاب درباره چیست، چه ایدههایی را مطرح میکند و چه ترجمههای فارسی از آن موجود است، با ادامهی مطلب همراه باشید.
کتاب «دوباره فکر کن» درباره چیست؟
ما انسانها وقتی فکر میکنیم و دربارهی موضوعات مختلف به آمادگی ذهنی میرسیم، از هوش خود بهره میگیریم و به نتایجی دست پیدا میکنیم. شاید به نظر برسد که این فرآیند برای رسیدن به جواب درست و دستیابی به موفقیت کافی است؛ اما براساس تحقیقات علمی، برای رسیدن به باوری درست در کنار هوش به مهارتهای شناختی نیز نیاز داریم؛ از جملهی این مهارتها، قدرت تجدید نظر یا به عبارت دیگر، دوباره فکر کردن و کنار گذاشتن آموزههای قبلی است.
برخی از باورهای ما با فکر کردن به دست آمده است و برخی دیگر در ما نهادینه شدهاند؛ همان عقاید و انگارههایی که به آنها عادت کردهایم و در آسودگی حاصل از یقینشان به سر میبریم. اما اگر دوباره فکر کنیم و نسبت به باورهایمان اندکی شک و تردید کنیم، در ابتدا مضطرب خواهیم شد که امری طبیعی است و بعد ممکن است دربارهی برخی از باورهایمان تجدید نظر کنیم و این بار به نتایج بهتری برسیم.
در بخشی از کتاب «دوباره فکر کن» درباره تجدیدنظر در باورهایمان اینطور نوشته شده است که:
«بیشتر ما به دانش و تخصصی که داریم، میبالیم و علاقه داریم که روی عقاید و باورهای خود پافشاری کنیم. این طرز تفکر در دنیایی که ثبات دارد، میتواند منطقی باشد، اما مسئلهی اصلی این است که ما در دنیایی بسیار متغیر زندگی میکنیم. به همین خاطر باید در کنار فکر کردن، زمانی را برای بازنگری و اصلاح تفکر خود در نظر بگیریم. باید بدانید که تجدید نظر شامل مجموعهای از مهارتها و همچنین یک طرز تفکر است. در حال حاضر ابزارهای ذهنی مورد نیاز خود را در اختیار داریم، اما باید حواسمان باشد که از آنها استفاده کنیم.»
«دوباره فکر کن» یکی از کتابهای روانشناسی است که به مخاطبان کمک میکند تا دانش و عقاید باطل گذشته را رها کنند و به انعطافپذیری برسند. بتوانند قدرت تجدید نظر کردن را در خود تقویت کنند و در نتیجه، رضایت بیشتری از زندگی داشته باشند.
سه شخصیت ذهنی در کتاب «دوباره فکر کن»؛ سخنور، دادستان و سیاستمدار
آدام گرانت باور دارد که درون همهی ما سه شخصیت زندگی میکند: یک سخنور، یک دادستان و یک سیاستمدار. این سه نفر دقیقا چه کاری انجام میدهند؟ زمانی که نیاز داشته باشیم از باورهایمان دفاع کنیم، تبدیل به یک سخنور میشویم. سخنرانی میکنیم تا باورهایمان را ترویج دهیم. در این وضعیت تعصب نقش منفی خودش را بهخوبی ایفا میکند.
در شخصیت بعدی وقتی متوجه نقصی در باورهای دیگران میشویم، دادستان درونمان بیدار میشود و با جمعآوری استدلال، باورهای طرف مقابل را زیر سوال میبرد و برای او دادگاه برگزار میکند؛ دادگاهی که تا پیروزی قطعی، جلساتش ادامه خواهد یافت. وقتی هم که میخواهیم باورهای خود را تبلیغ و اطرافیان را با خودمان همراه کنیم، سیاستمدار درونمان فعال میشود. سیاستمدار قدرت زیادی در پیدا کردن طرفداران همعقیده دارد.
زمانی که در قالب هر کدام از سه حرفهی بالا برویم، آنقدر انرژی و زمان صرف پافشاری بر عقاید خود خواهیم کرد که دیگر توانی برای تجدید نظر و دوباره فکر کردن باقی نمیماند. حالا اگر آن عقاید و باورها نادرست باشند یا نیاز به بازنگری داشته باشند، چه کاری باید انجام دهیم؟ بهجای سخنور، دادستان و سیاستمدار چه شخصیتی را در درونمان بیدار کنیم؟
وقت آن رسیده است تا حرفهی دانشمندی را برای خود برگزینیم. وقتی دانشمند باشیم، اصل کارمان شک و تردید بر دانستههای قبلی و دوباره فکر کردن است. دانشمند کنجکاو است و با استفاده از دادههای جدید دیدگاههای خود را بهروز میکند. در بخشی از کتاب «دوباره فکر کن» درباره شخصیت دانشمند اینطور نوشته شده:
«البته نباید فکر کنید که دانشمند بودن یک حرفه است. دانشمند بودن یک چارچوب ذهنی بهشمار میرود، نوعی طرز فکر است که با جایگاه سخنوری، دادستان بودن و سیاسی بازی تفاوتهای زیادی دارد. وقتی بهدنبال حقیقت باشیم، طرز فکر یک دانشمند را بهدست میآوریم.»
از نگاه کتاب «دوباره فکر کن» چرا افراد باهوش کمتر نظرشان را تغییر میدهند؟
آدام گرانت در کتاب «دوباره فکر کن» میگوید طبق تحقیقات دانشمندان هر چقدر نمرهی هوش فردی بیشتر باشد، تغییر کردن باورهای قدیمیاش سختتر خواهد بود؛ یعنی امکان این که یک فرد باهوش در دام کلیشههای کهنه بیافتد، بیشتر است. این موضوع در نگاه اول شاید اشتباه و عجیب بهنظر برسد؛ اما نویسنده دلایل علمی منطقی و متقنی برای این قضیه آورده است.
روانشناسی تعارض در کتاب «دوباره فکر کن»
آدام گرانت در کتابش مینویسد طبق تحقیقات کارن اتی جن، روانشناس، دو نوع تعارض داریم: تعارض مبتنی بر رابطه و تعارض مبتنی بر وظیفه و هدف. او در ادامه به ارتباط بین تعارضها و دوباره فکر کردن پرداخته است.
در تعارض مبتنی بر رابطه، هویت طرف مقابل مورد هدف قرار میگیرد، فرد تخریب شخصیتی میشود و طرف مقابلش تنها خود را صاحب حق و حقیقت میداند. در تعارض مبتنی بر هدف اما افراد میدانند که تنها در مورد نظرات و باورهایشان با یکدیگر توافق ندارند. آنها نه به تخریب یکدیگر میپردازند و نه هویت طرف مقابل را مورد حمله قرار میدهند. آنها درمورد اختلافاتشان با یکدیگر گفتوگو و دوباره فکر میکنند؛ بدون تعصب و پافشاری غیرمنطقی بر انگارههای قدیمی مدفون در ذهن.
تعارض در هر رابطهای وجود دارد؛ ولی در صورتی طبیعی خواهد بود که آن رابطه با وجود تنشها همچنان امن باقی بماند. در رابطهی امن، دیکتاتوری، دعوای غیرمنصفانه، پذیرش بیچون و چرا و کوتاه آمدن دائمی یک نفر و گفتوگو نکردن وجود ندارد. در تعارض مبتنی بر رابطه به رابطه آسیب وارد میشود، اما در تعارض مبتنی بر وظیفه، رابطه میتواند سازنده و در مسیر رشد پیش برود. دوباره فکر کردن به داد تعارض در روابط نیز میرسد.
فرهنگ تجدید نظر از دیدگاه آدام گرانت
تجدید نظر تنها یک مهارت فردی نیست، بلکه میتواند در یک فرهنگ سازمانی هم وجود داشته باشد. اگر در فرهنگ سازمانی، یادگیریِ بیشتر اولویت باشد، این مهارت هم مهم تلقی خواهد شد و فرصت بروز و ظهور پیدا میکند. آدام گرانت در کتابش مینویسد:
«در جایی که رشد به عنوان یکی از ارزشهای محوری سازمان به حساب میآید، چرخههای تجدید نظر هم کار هرروزهی آنها خواهد بود. از جمله هنجارهای مهم فرهنگ یادگیری در این سازمانها آگاهی افراد از ندانستهها، تردید داشتن نسبت به رویکردهای زمان حال و نگهداشتن کنجکاوی در خصوص محک زدنهای تازه خواهد بود. طبق شواهد به دست آمده هر چقدر فرهنگ یادگیری در سازمانی بیشتر باشد، طبیعتاً نوآوریهای بیشتر و همچنین اشتباهات کمتری رخ خواهد داد.»
چگونه دوباره فکر کردن به زندگی رضایتبخشتر کمک میکند؟
تجدید نظر کردن در عقاید و باورها موجب تغییر رفتارهای نادرست هم میشود؛ به طور مثال شخصی که از مواد مخدر استفاده میکند، با به چالش کشیدن تفکرات قبلیاش و دوباره فکر کردن در این رابطه، ممکن است بتواند انگیزهی ترک مواد مخدر را در ذهنش ایجاد کند و مسیر زندگیاش را تغییر دهد.
آدام گرانت در ادامهی کتاب، دربارهی یکی دیگر از سودمندیهای تجدید نظر کردن سخن میگوید:
«همهی این زیر سوال بردنها به تواضع نیاز دارد. هرگونه تجدید نظری میتواند ذهن ما را آزاد کند تا اقداماتی فراتر از تازهسازی دانش و عقاید خود انجام دهیم. یادتان باشد که تجدید نظر راهی است تا برای خودتان یک زندگی رضایتبخش بسازید»
همهی انسانها در طول زندگیشان اهداف و برنامههایی را دنبال میکنند و در ذهنشان تصویری از آیندهی رویایی خود ساختهاند؛ اما این تصویر همیشه به واقعیت تبدیل نمیشود و ممکن است به هر دلیلی، واقعیت زندگی از رویایی که در سر داریم، فاصلهی بسیاری داشته باشد. این جاست که شخص میتواند با تجدید نظر کردن و بررسی دیگر گزینههای احتمالی به سراغ سایر مسیرها و اهداف پیشرو برود و همچنان با امید و تلاش به زندگی خود ادامه دهد.
ساختار کتاب دوباره فکر کن؛ معرفی فصلها و بخشهای کتاب
کتاب «دوباره فکر کن» در چهار بخش نوشته شده است:
- تجدید نظر شخصی
- بازنگری میان فردی
- تجدید نظر جمعی
- نتیجهگیری
که هر یک از این بخشها شامل چند عنوان فرعی است.
آدام گرانت کیست؟ آشنایی با نویسنده کتاب «دوباره فکر کن»
آدام گرانت متولد ۱۳ آگوست ۱۹۸۱ میلادی در شهرک وست بلومفیلد میشیگان آمریکا است. پدرش وکیل و مادرش معلم بود. او روانشناس، مشاور سازمانی و استاد ارشد دانشکده مدیریت وارتون است.
گرانت فارغالتحصیل رشتهی روانشناسی سازمانی در مقطع دکتری از دانشگاه میشیگان است. او به سازمانها و افراد کمک میکند تا وضعیت خود را بهبود ببخشند و در کارهایشان به معنا و انگیزه دست پیدا کنند. او مشاور بسیاری از شرکتها و افراد مطرح در سطح جهانی است؛ از جمله شرکت گوگل، شرکت فیسبوک، بنیاد گیتس، ارتش و نیروی دریایی ایالات متحدهی آمریکا و مجمع جهانی اقتصاد.
آدام گرانت در لیست ده مدیر جوان تاثیرگذار قرار گرفته است. او یکی از محبوبترین سخنرانان مجموعهی تد است و ویدئوی سخنرانیاش بیش از سی میلیون بار دیده شده است. همچنین گرانت تاکنون چندین جایزه از انجمن روانشناسی آمریکا و بنیاد ملی علوم دریافت کرده است. کتابهای آدام گرانت بده بستان، نوآفرینی، گزینهی ب و دوباره فکر کن هستند که همگی جز پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز به شمار میآیند.
بهترین ترجمه کتاب «دوباره فکر کن» کدام است؟ معرفی مترجمان و ناشران
کتاب «دوباره فکر کن» چندین بار به زبان فارسی ترجمه و چاپ شده است؛ نشر نوین به همت مجموعهای از مترجمان، نشر میلکان با ترجمهی سبحان خسروجردی، نشر گویا با ترجمهی علیاکبر عبدالرشیدی، نشر بهار سبز با ترجمهی منصور بیگدلی، نشر سنگ با ترجمهی محدثه احمدی، نشر قطره با ترجمهی محمد مسافری و ...
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید