«شاه میمیرد» یک نمایشنامهی ابزورد از اوژن یونسکو است که درسال 1962 در یک پرده به رشتهی تحریر درآمده است. این نمایشنامه یکی از مهمترین آثار یونسکو به شمار میرود که در آن به مفاهیمیهمچون مرگ، قدرت انسان و مرگِ قدرت میپردازد. در سایر آثار یونسکو، انسان در وضعیتی دشوار، تنها، افسرده و ناامید نشان داده میشد. در این اثر پادشاه برنژه اول، شخصیتی خودمحور وپرخاشگر است که میل به جاودانگی و قدرت در او ریشه دوانده است. او زمانی قادر به فرمانروایی طبیعت و وادار کردن دیگران به اطاعت از اراده اش بوده است و به گفتهی همسر اولش، مارگریت، او بیش از چهارصد سال سن دارد.
لبریز از زندگی بودیم
در این اثر یونسکو واقعیتهای زندگیِ انسان را به شکلی غیرمنطقی و اغراق آمیز به نمایش میمیگذارد. او با استفاده از دیالوگها و خلق موقعیتهای عجیب حسِ بی معنایی زندگی را به مخاطب منتقل میمیکند و با پُر رنگ نشان دادن مرگ، ما را با وجوهِ تاریکِ شخصیتهای این نمایشنامه مواجه میمیکند.
شاه در اوایل نمایشنامه مطلع میشود که در حال مرگ است و پادشاهی اش به تدریج در حال فروپاشی است. او قدرت کنترل خود را بر محیط اطرافش از دست داده است و به آرامیتوانایی های جسمیخود را نیز دارد از دست میدهد. او در طول این نمایش با انکار مرگ از واگذاری قدرت و سلطنت خود امتناع میکند.
| مارگریت | اگه غافلگیر شدهای، تقصیر خودته. باید زودتر از اینها خودت رو آماده میکردی. هیچ وقت وقت نداشتی. تو محکوم بودی، و باید از همون روز اول فکرش رو میکردی. تازه، کاری نداشت، هر روز، روزی پنج دقیقه. هر روز پنج دقیقه. بعدش ده دقیقه. بعد یک ربع، نیم ساعت. این طوری آدم تمرین میکنه دیگه. |
| شاه | در فکرش بودیم. |
| مارگریت | اما نه به طورجدی، و قویاً و از دل و جان. |
| ماری | آخه زنده بودند. |
| مارگریت | زیادی هم زنده بودند. (به شاه) همیشه باید پسِ ذهنت مدام این فکر رو در نظر میداشتی. |
| دکتر | مالاندیش نبودند دیگه. مثل اغلب آدم ها دَم رو زندگی کردند. |
| مارگریت | هِی امروز و فردا کردی. بیست سالت بود، گفتی چهل ساله که شدم شروع به آماده شدن میکنم. چهل سالت شد... |
| شاه | آخه خیلی سالم بودیم، خیلی جوون بودیم! |
| مارگریت | چهل سالت که شد، گفتی صبر کن پنجاه سالگی. پنجاه سالت شد... |
| شاه | لبریز از زندگی بودیم، واقعاً لبریز از زندگی! |
یونسکو برخلاف آثار قبلی این اثر را به سادهترین شکل خود نوشته است و به گونهای ابزوردی ترین نمایشنامهی یونسکو به شمار میرود و به گفتهی خود او این نمایش، تلاشی برای یادگیری مرگ است. زیرا یونسکو در دورهای این اثر را نوشته که خودش بیمار بوده و ترس بزرگی از مرگ داشته است. او قصد داشته با این اثرمرگ را به خود بیاموزد.
| ماری |
واقعیتها رو بپذیر شاهنشاه عزیزم. این قدر خودت رو عذاب نده. «هستی» یک کلمه است، «مرگ» یک کلمه است. اینها ساخته و پرداختهی تصورات ما هستند. اگر این رو درک کنی، هیچ چیز نمیتونه تلنگری به تو بزنه. به خودت بیا، خودت رو بچسب. دیگه یک لحظه از خودت غافل نشو، باقی چیزها رو فراموش کن. فعلاً که وجود داری، هستی. فقط سعی کن یک علامت سوال ابدی باشی: چی...؟ چرا...؟ چطور...؟ و یادت باشه که همین ناممکن بودنِ پاسخ خودش یه پاسخه. این وجود توئه، هستی توئه که داره به انفجار میرسه. داره وسیع میشه. خودت رو در تعجب و تحیر بیکران و بیپایان غرقه کن، خواهی دید که خودت هم بی کران و بیپایان میشی. |
شاه میمیرد در میان آثار اوژن یونسکو غیرمعمول است زیرا در این داستان تمرکز بیشتری روی کاهش قرار دارد نه انباشت. در اغلب نمایشنامههای یونسکو، صحنه با اشیاء یا شخصیتهای غیرمعمول دیگری پُر میشود. برای مثال در نمایشنامهی «کرگدن» به تدریج کرگدنهای بیشتری به صحنه اضافه میشوند، اما در این نمایشنامه شخصیتها به آرامی محو و ناپدید میشوند. همچنین زبان در اثر سادهتر است و از تمایل یونسکو به استفاده از کلیشهها دوری میکند. او این نمایشنامه را درسطح متفاوتی از آگاهی خود نوشته است و اندکی خود را به کلاسیک نزدیک کرده است.
اندکی در باب اجرا
این نمایش برای اولینبار دوازدهم سپتامبر سال 1963 در لندن توسط شرکت تئاتر انگلیسی درتئاتر رویال کورت به روی صحنه رفت. الک گینس در نقش پادشاه، گوگی ویترز در نقش ملکه مارگریت، ناتاشا پری در نقش ملکه ماری و آیلین آت کینز در نقش ژولیت بازی کردند. کارگردانی این نمایش را جورج دووین برعهده داشت.
در سال 1972، یک تولید از این نمایش در یک قلعهی متروکه در کنار رودخانه هادسون به صحنه رفت که برای یک فیلم مستقل استفاده شده بود و کارگردانی آن را دیوید کواید و اد برکلی بر عهده داشتند.
در آگوست 2016، تئاتر شکسپیر نیوجرسی یک نسخه از این نمایش را به کارگردانی بانی جی مانت برگزار کرد. این نمایش با استقبال بسیار خوبی مواجه شد.
در ژوئیهی 2018 نیز تئاتر ملی لندن یک نمایش را به کارگردانی پاتریک ماربر برگزار کرد که ریس ایفانز در نقش شاه برنژه بازی میکرد. این نمایش با نقدهای متنوعی مواجه شد.
درباره نویسنده
اوژن یونسکو، نویسنده و درامنویس فرانسوی، با اصالت رومانیایی، زادهی بیستوششم نوامبر 1909 بود. او در سال 1970 به عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد. یونسکو را بارزترین نمایندهی تئاتر آوانگارد در فرانسه میدانند.
یونسکو درخانوادهی فرانسوی-رومانیایی متولد شد و در جوانی به فرانسه مهاجرت کرد. او تحصیلات خود را در رشتههای ادبیات و زبان شناسی ادامه داد و پس از آن به تدریس زبان فرانسه پرداخت. او یکی از تاثیرگذار ترین چهرهها در دنیای تئاتر مدرن شناخته میشود و آثارش در تئاترهای مختلف جهان به اجرا در میآید.
از آثار مطرح او میتوان به کرگدن، صندلیها، آوازخوان طاس، عابر هوایی، آدمکش و... اشاره کرد.

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.