مجله تنور شماره 5
غذاهای آیینی
قبل از خرید مجله تنور شماره ۵ بخوانید
به زندگی باز میگردیم؟
من پیر سال و ماه نیام، یار بیوفاست
بر من چو عمر میگذرد، پیر از آن شدم
حافظ
چشمهایم را میبندم. میخواهم برای چند دقیقه نبینم، نیز نشنوم، باور نکنم، آنچه را دیدهام و شنیدهام. اما چشمهای بسته مغز را خاموش نمیکند، تصاویر خونین و روایتهای تلخ، در ذهنم پی در پی هم میگذرند. کاش مغزم خاموش میشد، کاش میخوابیدم و صد سال دیگر بیدار میشدم! در همین مدت کوتاه فعالیتم در حوزه آشپزی چند بار کاری را شروع کردم و اوضاع به هم ریخت و متوقف شد؟ مگر همه عمر آدم چقدر است که این همه به توقف بگذرد؟ به تلخی و غصه بگذرد؟ حالا میفهمم این همه غم و اندوه در شعر و و ادبیات و متون روشنفکری ایران از کجا آمده است! صدها سال ناکامی و به در بسته خوردن.
اما چگونه در پس همه این ناکامیها و تلخ کامیهای دوران، انسان ایرانی زندگی را ادامه داد و به امروز رسید؟ چگونه در دل خون خود چراغ ایران و میراث آن را روشن نگه داشت؟ چگونه در پس هر مصیبت، سفره نوروز و يلدا و مهرگان برپا کرد؟ چگونه در پس عزاداریها مراسم عروسی و شادمانی گرفت؟ چگونه بر غمهای بزرگ فائق آمد؟
…
سپهر سرلک
صفحه ۴