مجله اندیشه پویا شماره ۷۸
قرن بیفروغ
به مناسبت پنجاه و پنجمین سال مرگ فروغ فرخزاد «زنی تنها در آستانه فصلی سرد»
از روز دوشنبه بیست و چهارم بهمن ماه ۱۳۴۵، از آن روز، پنجاه و پنج سال میگذرد؛ از روزی که فروغ فرخزاد در سی و دو سالگی در گرماگرم کار و شکوفایی شعرش در تصادفی در گذشت و جامعه روشنفکری و ادبی ایران را در بهتی سهمگین فرو برد. روزنامه نگاری مرگش را به «معجزه ای دور از ذهن» تعبیر کرد، شاعری نوشت: «مرگ فروغ در قلمرو شعر معاصر ایران پس از مرگ نیما، بزرگترین و تاگوارترین حادثه بود» و مستندساز جوان آن روزها، ناصر تقوایی، از مرگش با عنوان «یک تقدیر ناگزیر» یاد کرد و از زبان خواهرش پوران شنیده شد: «وقتی خبر مرگ فروغ را شنیدم حس کردم ستارهها از آسمان به زمین ریختند تاریکی عجیبی تمام دنیا را فرا گرفت. از شهرت تا مرگ، فروغ همیشه موجی از تحسین و ستایش از سویی و نکوهش و دشنام از سوی دیگر را برانگیخته است.
علی بزرگیان
صفحه ۸۸
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید