لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله مترجم (۷۳)

عصر انفجار اطلاعات یا انفجار کاغذ؟

گفت وگو با فرخ امیرفریار

عضو شورای سردبیری ماهنامه جهان کتاب

خزاعی فر: آقای امیرفریار، اجازه بدهید گفت و گو را با معرفی خود شما شروع کنیم. بنده شما را از «اولین کنفرانس ترجمه ادبی» در مشهد در ۱۳۷۸ می‌شناسم در آنجا شما سخنران کنفرانس بودید و من دبیر کنفرانس. یادش بخیر، بسیاری از بزرگان حوزه ترجمه در آن کنفرانس جمع بودند. کمی درباره خودتان بفرمایید. رشته تحصیلی‌تان چه بوده و چه می‌کنید و چطور شد زندگی شما با کتاب پیوند خورد؟

امیرفریار: بله به قول شما یادش بخیر، خصوصاً یاد رفتگان از جمله اسماعیل سعادت، کریم امامی، رضا سید حسینی، من در سال ۱۳۳۳ در زاهدان به دنیا آمدم. پدرم افسر ارتش بود و هنگام تولد من در آنجا خدمت می‌کرد. هنوز کودک بودم که به تهران آمدیم و پدرم مرا به مدرسه جهان تربیت گذاشت که از مدرسه‌های ابتدایی شاخص آن دوران بود...

صفحه ۵۵

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 180
  • شماره: 73
  • سال انتشار: 1400
  • ماه انتشار: فروردین
  • دوره نشر: ماهنامه
  • ناشر: مترجم

مقالات پیشنهادی

 پروژه شادی

پروژه شادی

دو راهکار مهمی که بیش از همه کمک می‌کرد به خواب بروم، راهکارهایی بود که خودم ابداع کرده بودم. اول این‌که، سعی می‌کردم پیش از آن که زمان خواب فرا برسد، برای رفتن به رختخواب آماده شوم. گاهی اوقات تا دیروقت بیدار می‌ماندم، چون آنقدر خسته بودم که نمی‌توانستم لنزهایم را دربیاورم، عینک زدن هم برایم مانند آن بود که روی قفس طوطی را بپوشانند. بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله مترجم
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..