لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله سیاه مشق (۲۲)

بیوگرافی احمد محمود از زبان خودش

«احمد محمود» نام مستعار من است. نام واقعی من «احمد اعطا» است. چهارم دی ماه ۱۳۱۰ (۲۵دسامبر ۱۹۳۰) در اهواز متولد شدم، اهواز شهریست مهاجرپذیر که بخشی از صنایع نفت و فولاد در آن فعالیت دارد. فرزند بزرگ خانواده‌ای زحمتکش و پر اولاد (ده برادر و خواهر) هستم که به برکت همیـن زحمت و کار، زندگی متوسطی داشته‌ایم، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در اهواز گذراندم. پایان دوره‌ی متوسطه مصادف بود با دوران ملی شدن صنعت نفت که تب مبارزه با شرکت نفت انگلیس و ایران (B.P) سرتاسر مملکـت را فرا گرفتـه بـود. فعالیت تند سیاسی و سازمانی موجب شد گرفـتار زندان شوم و از ادامه‌ی تحصیل دانشگاهی باز بمانم. پس از آزادی از زندان برای گذراندن دورهی خدمت سربازی به دانشکده‌ی افسری احتیاط رفتم که دارندگان دیپلم پس از شش ماه آموزش با درجه‌ی ستوان سومی به خدمت نظام (جمعاً هجده ماه) اعزام می‌شدند. در پایان دوره‌ی آموزش افسـری، بـه علت ادامى مبارزات سیاسی همراه افسران آزادیخواه که بسیاری از آنها اعدام شدند، بازداشت شدم مجموع دوران زندان و تبعیدم بیش از پنج سال طول کشید. آزاد کـه شدم دیدم فرصت‌هایی را از دست داده‌ام. باید کار می‌کردم تا هزینه‌ی زندگی تأمین شود.

صفحه ۱۱۷

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 260
  • شماره: 22
  • سال انتشار: 1401
  • ماه انتشار: فروردین
  • دوره نشر: ماهنامه
  • ناشر: سیاه مشق

مقالات پیشنهادی

 شما که غریبه نیستید

شما که غریبه نیستید

روستای ما قهوه‌خانه نداشت، عوضش بازار داشت که میان ده بود. چند تا دکان بقالی و آهنگری و قصابی دم حمام و مسجد بود که ما به آن بازار می‌گفتیم. صبح‌ها و عصرها پیرمردها دم دکان‌ها گوش تا گوش می‌نشستند و باب کیف از زمین و زمان و آسمان حرف می‌زدند و شعر می‌خواندند. بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله سیاه مشق
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..