لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله سیاه مشق (۱۸)

کبوتر سفیدی که ظاهرا بي‌حال‌تر از همه است با یک قاپ زدن توی دستم جا می‌گیرد، مي‌خواهم با کباب کردنش از شَر خُوردن کنسرو لوبیا رها بشوم، می‌بینم از ترس و گرسنگی گوشتی به تنش نمانده و یک تکه استخوان شده، دلم مي‌سوزد، رهایش می‌کنم. با بي‌حالي از روي دستم پرواز می‌کند و روی تلي از سنگ می‌نشیند، با چشمان ریز و سیاهش به دیوار فروریخته و شکسته خانه نگاه می‌کند، مثل این که دارد از من تشکر می‌کند. نمي‌دانم تا شب زنده خواهد ماند یا طعمه آدم یا حیوان گرسنه‌ای خواهد شد. کاپوت آمبولانس را بالا می‌زنم و آب‌ش را چک مي‌کنم. پیرزنی صدایم می‌زند. کمرش خمیده و موهایش یکدست سفیده، کم و بیش او را می‌شناسم. عبد شجره خانوادگی‌ش را در دو خط برایم تعریف کرده: «اون از شوهرش که توده‌ای بود و این از پسرش که با چریک‌ها رفته، حالا هم از خودش که خونه‌ش کرده پناهگاه چریک‌ها...

صفحه ۲۱

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 112
  • شماره: 18
  • سال انتشار: 1399
  • ماه انتشار: تیر و مرداد
  • ناشر: سیاه مشق

مقالات پیشنهادی

 اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

پنجشنبه‌ 14 اسفند ساعت 11 صبح من عاشق شدم. هوا ابری بود و همه‌ی باران‌های عالم سر من می‌ریخت. گفتن از آن روزی که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی، نه بیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، به هر طرف که می‌دوی شعله‌ورتر می‌گردی. چیزی به ظهر نمانده بود، تا سه شمردم و پنجره را باز کردم و ناگهان عاشق شدم. روزی که من عاشق شدم، عالم توفانی شد. بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله سیاه مشق
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..