برگرفته از کتاب "پروژه شادی" نوشته‌ی گریچن رابین، ترجمه‌ی آرتمیس مسعودی٬ نشر آموت

پروژه شادی

پروژه شادی
۲۰ مهر ۱۳۹۹
2 دقیقه مطالعه
امتیاز دهید!

دو راهکار مهمی که بیش از همه کمک می‌کرد به خواب بروم، راهکارهایی بود که خودم ابداع کرده بودم. اول این‌که، سعی می‌کردم پیش از آن که زمان خواب فرا برسد، برای رفتن به رختخواب آماده شوم. گاهی اوقات تا دیروقت بیدار می‌ماندم، چون آنقدر خسته بودم که نمی‌توانستم لنزهایم را دربیاورم، عینک زدن هم برایم مانند آن بود که روی قفس طوطی را بپوشانند. دوم این‌که، اگر نیمه‌شب بیدار می‌شدم، به خودم می‌گفتم: «دو دقیقه‌ دیگر بیدار می‌شوم» و تصور می‌کردم که همین الان زنگ ساعت را قطع کرده‌ام و باید تا دو دقیقه دیگر کارهای روتین صبح را انجام دهم. اغلب تصور چنین موقعیتی آنقدر خسته‌کننده بود که مرا به خواب می‌برد.

گاهی اوقات هم تسلیم می‌شدم و یک قرص خواب‌آور می‌خوردم.

پس از آن‌که یک هفته خوب می‌خوابیدم، یک تفاوت واقعی را احساس کردم. صبح‌ها وقتی کارهای بچه‌ها را انجام می‌دادم، احساس انرژی و شادی بیشتری می‌کردم. بعد از ظهرها هم دیگر آن نیاز عذاب‌آور و برآورده نشدنی را به خواب احساس نمی‌کردم. دیگر، صبح‌ها بیرون آمدن از رختخواب برایم شکنجه نبود، زیرا این‌که به‌طور طبیعی از خواب بیدار شویم بسیار لذت‌بخش‌تر از آن است که ناگهان با صدای زنگ ساعت از جا بپریم.

با وجود تمام فوایدی که زود خوابیدن داشت، وقتی خوابم می‌گرفت، باید به زور خودم را به طرف رختخواب می‌کشاندم، چون آن چند ساعت پایانی روز، بسیار ارزشمند بود. در آن زمان کارهای روزانه تمام می‌شد، «جمی» خانه بود، دخترانم خواب بودند و من کمی وقت آزاد داشتم. به این ترتیب، فقط یادآوری روزانه‌ جدول تصمیماتم بود که مانع آن می‌شد که من بیشتر شب‌ها تا دیروقت بیدار بمانم.

پروژه شادی
متاسفانه این کتاب موجود نیست

نظر شما درباره این مطلب چیست؟ منتظر خواندن دیدگاه شما هستیم.
امتیاز کاربران
prev مطلب قبلی هایکو شعر ژاپنی از آغاز تا امروز مطلب بعدی اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم prev
دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
مطالب پیشنهادی
بر اساس:
دسته‌بندی ناشر مترجم
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی