خدا تو را گرفتار و اسیر این مرد نکند
کتاب بامداد خمار؛ معرفی، خلاصه داستان و نقد رمان فتانه حاج س...
هر بار که آفتاب فرو می رود
و نعنا در دل سنگ به سرخی میگراید
قطره آبی
تا مغز استخوان نفوذ میکند
سكوت ناقوسی آویخته بر پیرترین سپیدار
سال ها را ندا میدهد
صفحه ۱۸
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید