کتاب مغازه جادویی
درباره کتاب مغازه جادویی نوشته جیمز رابرت دوتی
کتاب مغازه جادویی اثری خواندنی و الهام بخش از جیمز رابرت دوتی، جراح مغز و اعصاب آمریکایی است. این کتاب که سرگذشت نامه ای جذاب از تلفیق علم پزشکی و قدرت شفقت است، با ترجمه فروزان صاعدی توسط نشر کتاب مجازی در ۲۳۱ صفحه منتشر شده است و توجه داشته باشید که حجم : ۱۵۰ گرم است.
کتاب مغازه جادویی درباره چیست؟
این کتاب داستان واقعی و تاثیرگذار تلاش یک جراح مغز و اعصاب برای کشف راز ارتباط بین مغز و قلب را روایت می کند. ماجرا از کودکی فقیرانه و محروم جیمز دوتی آغاز می شود؛ زمانی که یک برخورد تصادفی و یک مهربانی ساده در یک مغازه جادویی، مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داد. او در این کتاب نشان می دهد که چگونه از یک کودک آسیب دیده به یک جراح موفق، کارآفرین ثروتمند و در نهایت بنیان گذار مرکزی برای مطالعه شفقت در دانشگاه استنفورد تبدیل شد. داستان او گواهی بر قدرت غلبه بر سختی ها و کشف ظرفیت های واقعی انسان است.
نویسنده کتاب
جیمز رابرت دوتی (متولد ۱۹۵۵) جراح مغز و اعصاب برجسته و استاد دانشگاه است. او در این اثر تجربیات علمی خود در اتاق عمل را با بینش های عمیق انسانی و معنوی ترکیب کرده تا نشان دهد شفقت و نوع دوستی چگونه می توانند فراتر از مذهب و ملیت، زندگی انسان را دگرگون کنند.
چرا کتاب مغازه جادویی ارزش خواندن دارد؟
- تایید بزرگان: چهره های سرشناسی چون دالای لاما و فیلیپ زیمباردو این کتاب را اثری عمیق، متاثر کننده و الهام بخش توصیف کرده اند.
- پیوند علم و احساس: نویسنده به زیبایی نشان می دهد که چگونه با استفاده از چاقوی جراحی جان بیماران را نجات می دهد و با قلب دلسوزش زندگی دیگران را غنی می سازد.
- امیدبخش و کاربردی: کتاب به خواننده می آموزد که با باز کردن قلب خود و تمرین مهربانی، می توان مغز را دوباره سیم کشی کرد و بر ناملایمات غلبه یافت.
جملات کتاب...
پوست سر هنگام جدا شدن از جمجمه، صدای خاصی ایجاد می کند، صدایی مانند کنده شدن یک تکه ی بزرگ ولکرو که از منبع خود جدا میشود. این صدا به نوعی بلند عصبانی و کمی غمگین کننده است. در دانشکده ی پزشکی کلاسی برای آموزش اصوات و بوی جراحی مغز به شما وجود ندارد در صورتی که چنین کلاسهایی باید باشند. کلاسهایی برای آموزش وزوز سنگین مته وقتی صدای اره ی استخوان بلند میشود. صدای اره ای که سوراخهایی که مته ایجاد کرده را در یک خط مستقیم برش میدهد و اتاق عمل را پر از بوی خاک اره ی تابستانی میکند؛ صدای زیاد و ناخواسته ای که هنگام برداشتن جمجمه از سخت شامه - کیسه ی ضخیمی که مغز را می پوشاند و به عنوان آخرین خط دفاعی آن در برابر دنیای بیرون عمل میکند به گوش میرسد.