کتاب صبحانه در تیفانی
درباره کتاب صبحانه در تیفانی
رمان کوتاه صبحانه در تیفانی داستان دختری نوزدهساله، بیقید و آزاد به نام هالی گولایتلی است که در نیویورک دهه چهل میلادی زندگی میکند. راوی داستان، نویسندهی جوانی در همسایگی هالی است که مجذوب شخصیت عجیب و شکنندهی او میشود. هالی برای فرار از گذشته و یافتن جایگاهی امن، با مردان متمول معاشرت میکند و تنها با تماشای ویترین جواهرفروشی تیفانی به آرامش میرسد.
درباره ترومن کاپوتی و روایت داستان
ترومن کاپوتی، نویسنده و روزنامهنگار نامدار آمریکایی، با نثری ظریف و شخصیتپردازیهای بینقص شناخته میشود. او در این کتاب روایتی واقعگرایانه، تلخوشیرین و نوستالژیک از میل به آزادی و ترس از تنهایی خلق کرده است. تم اصلی داستان بر پایهی جستجوی هویت، گریز از تعلقات دستوپاگیر و تقابل ظاهر پرزرقوبرق با خلأهای درونی انسانها استوار است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
- شیوه روایت: راوی اولشخص با لحنی صمیمی، مشاهدهگرانه و آمیخته به طنز و اندوه.
- شخصیت پردازی: هالی شخصیتی مستقل، مرموز و آسیبپذیر است که به نماد رهایی و جسارت تبدیل شده است.
- فضای داستان: کافهها، مهمانیهای شلوغ و آپارتمانهای کوچک نیویورک با حسوحالی مالیخولیایی.
- زبان اثر: ظریف، روان و جذاب که با ترجمه دقیق بهمن دارالشفایی، بسیار خوشخوان است.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به ادبیات کلاسیک آمریکا و رمانهای کوتاه.
- دوستداران داستانهای شخصیتمحور و روانشناختی.
- کسانی که به مفاهیمی چون استقلال، تنهایی و هویت گرایش دارند.
جملات کتاب صبحانه در تیفانی
مجبورم خشن به نظر برسم. کی مجبور نیست؟ بقیه شب را در ایستگاه اتوبوس ول گشتیم. دکتر تا آخرین لحظه فکر می کرد همراهش خواهم رفت. با این که مدام بهشش میگفتم: اما دکتر من دیگر چهارده سالم نیست، من دیگر لولا می نیستم. اما نکته دردناک این است که (وقتی آن جا ایستاده بودیم متوجهش شدم) اتفاقا من هنوز لولا می هستم. هنوز تخم بوقلمون می دزدم و از روی بوته های خار فرار می کنم. فقط الان اسمش را می گذارم قرمز عوضی.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید