کتاب افسانه میگسار قدیس
قبل از خرید کتاب افسانه میگسار قدیس بخوانید
این نوولای (داستان بلند) نمادین و کوتاه، اثری درخشان برای پرداختن به مفاهیمی چون رستگاری، گناه و معجزات روزمره در پلتفرمهای ادبی است. روایت ساده اما بهشدت تکاندهنده این کتاب، سوژهای عالی برای خلق یادداشتهای مینیمال درباره تقابل اراده انسان، وسوسه و تقدیر فراهم میکند و مخاطبان جدی ادبیات کلاسیک مدرن را عمیقاً درگیر خواهد کرد.
درباره کتاب
کتاب افسانه میگسار قدیس آخرین و شخصیترین اثر یوزف روت است. داستان درباره یک کارتنخواب دائمالخمر در پاریس به نام آندریاس است که از یک غریبه ۲۰۰ فرانک دریافت میکند. تنها شرط غریبه این است که آندریاس هر زمان توانست، پول را به تندیس سنت ترزا در یک کلیسای محلی پس بدهد. از آن پس، زنجیرهای از معجزات کوچک و اتفاقات خوشیمن در زندگی او رخ میدهد تا بتواند دین خود را ادا کند، اما اعتیاد به الکل و وسوسههای خیابانی مدام او را از هدفش دور میکنند.
چرا این کتاب ارزش خواندن دارد؟
- روایت تمثیلی: داستانی جذاب درباره لطف، رستگاری و ضعفهای اجتنابناپذیر انسانی.
- آینه زندگی نویسنده: بازتابی مستقیم و تلخ از روزهای پایانی عمر خود یوزف روت که درگیر اعتیاد ویرانگر و آوارگی بود.
- ایجاز و سادگی: نثری بیپیرایه و شفاف که عمیقترین مفاهیم فلسفی را بدون پیچیدگیهای زبانی منتقل میکند.
درباره نویسنده: یوزف روت
یوزف روت، روزنامهنگار و داستاننویس برجسته اتریشی بود. او پس از قدرت گرفتن نازیها مجبور به جلای وطن شد و سالهای پایانی عمرش را در هتلهای ارزانقیمت پاریس، درگیر با فقر و الکلیسم گذراند. آثار او غالباً مرثیهای برای امپراتوری فروپاشیده اتریش-مجارستان و روایتگر زندگی انسانهای سرگردان و بیوطن است.
این شاهکار کوچک و جاودانه با ترجمه علی اسدیان توسط نشر ماهی منتشر شده است.
جملات کتاب افسانه میگسار قدیس...
تاری-باری شلوغ بود، زیرا برخی از بیخانمانها کلاً در آنجا میخوابیدند، روزها پشت پیشخان و شبها روی نیمکتها. آندریاس بامداد یکشنبه از خواب برخاست، اما نه از ترس جاماندن از مراسم عشای ربانی، بلکه بیشتر از هراس صاحب رستوران که بهزودی پول خوردنی و نوشیدنی و اقامت چندروزه در رستوران را از او طلب میکرد.
با اینهمه، سحرخیزی سودی به حالش نداشت، چون صاحب رستوران بسیار زودتر از او بیدار شده بود.
صفحه 148