ساكن تهران هستيد؟! مى‌توانيد از گزينه ارسال با پیک هم استفاده كنيد.

کتاب نظام آباد
 روی جلد کتاب نظام آباد

کتاب نظام آباد


نویسنده: مهران موسوی
ناشر: اکاذیب
نوع جلد: شمیز
قطع: رقعی
دسته بندی: داستان فارسی
مشخصات بیشتر
افزودن به سبد خرید
آماده ارسال
330,000 تومان
درباره‌ کتاب

پیش از خرید کتاب نظام آباد بخوانید

این اثر رمانی اجتماعی، شهری و ملموس درباره زیست در محله‌های قدیمی تهران، روابط انسانی و چالش‌های روزمره است. در کلیت این کتاب، با روایتی داستان‌گو از کشمکش‌های فردی، هویت مکان و مناسبات اجتماعی روبه‌رو می‌شویم.

درباره کتاب

کتاب نظام آباد نوشته مهران موسوی، روایتی داستانی از زندگی، روابط و دغدغه‌های آدم‌ها در یکی از محله‌های پرهیاهوی تهران است. نویسنده در این رمان با پردازش دقیق جزئیات شهری، لحن ملموس و شخصیت‌پردازی‌های واقعی، قصه‌ای از تقابل آرزوها با واقعیت‌های خشن زیست روزمره را به تصویر می‌کشد. کتاب با کاوش در روحیات شخصیت‌ها، تصویری زنده از هویت محله و تأثیر فضای پیرامون بر سرنوشت افراد ارائه می‌دهد.

خواندن کتاب نظام آباد به چه کسانی پیشنهاد می شود

  • علاقه‌مندان به ادبیات داستانی معاصر و رمان‌های شهری: کسانی که به دنبال داستان‌هایی با محوریت محله‌های تهران، زیست روزمره و روابط انسانی هستند.
  • دوستداران داستان‌های واقع‌گرایانه و اجتماعی: افرادی که از روایت‌های پرکشش با شخصیت‌پردازی‌های ملموس و نقد طبقاتی لذت می‌برند.

درباره نویسنده

مهران موسوی، نویسنده معاصر ایرانی است که با نگارش داستان‌ها و رمان‌های اجتماعی و پرداختن به فضاهای شهری شناخته می‌شود. نشر اکاذیب این کتاب را در اختیار مخاطبان قرار داده است.

جملات کتاب نظام آباد

کالسکه چی اسب ها را شلاق زد. کرکره ها پایین افتاد. اوایل شب بود. از بلوار کریمخان راند طرف میرزای شیرازی و از جلو ردیف کتابفروشی ها و کافه ها و گالری ها گذشت و وزرا و عترفروشی ها را که گذراند، به میدان آرژانتین رسید که مرکز اتاق های آبی بود و به طرف ونک رفت و در راه شمال افتاد. اندکی که سرعتش را کم کرد، کسی از توی کالسکه فریاد زد، «ادامه بده، مستقیم برو.» درشکه چی ردیف مجتمع های سینمایی را رد کرد که نور تابلوهای عظیم شان نفوذی به درون کالسکه نداشت. از پارک وی به سمت غرب راه افتاد. توی بزرگراه راند تا گیشا و بعد توحید و سالن های تئاتر را که رد کرد، رسید به میدان انقلاب. کالسکه چی، وقتی از کنار کتابفروشی ها می گذشت، آرام تر می راند. آن قدر اسب های عرق کرده را شلاق زد تا به میدان فردوسی رسید، و آن وقت کنار خیابان ایستاد. صدای داخل کالسکه داد زد، «نایست، راه برو!» دوباره راه افتاد. دور میدان فردوسی چرخی زد و راند به طرف خیابان جمهوری و از حاشیه ی دریاچه رفت به سمت بهارستان و ردیف قایق های پارویی را جا گذاشت و از آن همهمه ی رستوران ها و پیاله فروشی های ساحل دریاچه عبور کرد و از صفی علیشاه دوباره مسیر انقلاب را یافت.

مشخصات کامل کتاب
نام کتاب: نظام آباد
نویسنده: مهران موسوی
ناشر: اکاذیب
نوع جلد: شمیز
قطع: رقعی
دسته بندی: داستان فارسی
تعداد صفحات:131
شابک:9786000413743
شماره چاپ:1
سال چاپ:1405
تعداد موجودی:1 عدد مانده
روی جلد کتاب نظام آباد
دیدگاه کاربران
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
افزودن به پاکت خرید 330,000 تومان
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی