کتاب یکی مثل همه

نویسنده: فیلیپ راث

مثل همیشه برای اینکه ذهنش را به چیز دیگری مشغول کند یاد مغازه‌ی پدرش را در ذهن زنده کرد و سعی کرد مارک نه نوع ساعت مچی و هفت نوع ساعت دیواری را که پدرش نماینده‌ی مجاز فروش‌شان بود به‌خاطر بیاورد. پدرش از فروش ساعت درآمد چندانی نداشت، ولی آنها را به مغازه می‌آورد چون فروش همیشگی داشتند و کسانی را که فقط به قصد تماشای ویترین مغازه به آنجا می‌آمدند از خیابان به داخل مغازه می‌کشاندند. فایده‌ی یادآوری خاطرات در حین تمام آنژیوپلاستی‌ها این بود: صدای خوشمزگی دکترها و پرستارها و همین‌طور صدای موسیقی راکی را که در اتاق سرد و استریل پخش می‌شد در گوشش پایین می‌آورد. آنجا در میان دستگاه‌های ترسناکی که برای زنده نگه داشتن بیماران قلبی ساخته شده بودند.

صفحه 62

افزودن به پاکت خرید 120,000 تومان

کتاب یکی مثل همه

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

همه‌مان مسافر این کشتی سوراخ بودیم...

برگرفته از کتاب "عامه پسند" نوشته‌ی چارلز بوکفسکی، ترجمه‌ی پیمان خاکسار، نشر چشمه

تلاش‌ برای دوچرخه نشدن، یا برزخ میان توهم و واقعیت.

مروری کوتاه بر کتاب سومین پلیس نوشته‌ی فلن اوبراین

مادربزرگم یونانی بود

مروری بر کتاب مادر بزرگت رو از اینجا ببر نوشته‌ی دیوید سداریس

کتاب های پیشنهادی

افزودن به پاکت خرید 120,000 تومان