کتاب شکم
قبل از خرید کتاب شکم بخوانید
این نوولا اثری تمثیلی، شگفتانگیز و جذاب از ادبیات امروز ایران است. در کلیت این کتاب، با داستانی پرکشش و نمادین دربارهی قدیمیترین و پایهایترین میل انسان، یعنی خوردن، خواستن و آزمندی بیپایان در بستری از واقعیت و شگفتی روبهرو میشویم.
درباره کتاب
کتاب شکم دومین اثر داستانی احسان فولادی فرد است که روایتی نوآورانه و پرتعلیق را در حومه تهران رقم میزند. داستان حول محور شخصیتی به نام اکبر میچرخد؛ مردی که دستش از تمام اجزای بدنش بزرگتر است، انگار برادری زیادهخواه در تن او سهم دیگران را بلعیده باشد. اکبر با حرص، وسواس و به کمک سگهای وحشیاش از باغی زیبا و پنهان نگهبانی میکند؛ باغی که سالهاست شایعه شده در اصل متعلق به ثروتمندی به نام قوامی است که پس از انقلاب گریخته و آن را به امانت سپرده است. اکنون با تغییر اوضاع کشور و تصمیم قوامی برای بازگشت و پس گرفتن ملک محبوبش، تقابلی هولناک میان اکبر و مالک قدیمی شکل میگیرد که همهچیز را به سمت انفجاری بزرگ پیش میبرد.
خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می شود
- علاقهمندان به داستانهای نمادین و رئالیسم جادویی: کسانی که از خواندن آثاری با المانهای شگفتانگیز، استعاری و روانشناختی در دل جامعه معاصر لذت میبرند.
- دوستداران نوولا و رمانهای کوتاه: افرادی که به دنبال روایتهای موجز، پرکشش، عمیق و با ریتم تند داستانی هستند.
- مخاطبان ادبیات معاصر ایران: خوانندگانی که مایلاند آثار نویسندگان نسل جدید و تجربههای نو در فضای داستانی فارسی را دنبال کنند.
درباره نویسنده
احسان فولادی فرد، نویسنده خلاق معاصر است که با انتشار کتاب شکم دومین گام خود را در عرصه داستاننویسی برداشته است. او در نوشتههای خود تلاش میکند تا با زبانی روان و بهرهگیری از جادوی روایت و نمادپردازی، مفاهیم عمیق انسانی نظیر طمع، مالکیت، حرص و بحرانهای اجتماعی را در بستری داستانی به تصویر بکشد.
این نوولای متفاوت و خواندنی توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.
جملات کتاب شکم
دست اکبر از تمام اجزای بدنش بزرگتر است انگار برادری در تن او باشد که سهم باقی برادرها را خورده اکبر صاحب باغی زیبا در اطراف تهران است؛ باغی که با حرص و وسواس از آن نگهبانی میکند و آن را ملک شخصی خود می داند و از هر غریبه ای پنهانش کرده است. اما در سایه ی درختان با شکوه باغ شایعه ای قدیمی می چرخد باغ در اصل متعلق به قوامی است ثروتمندی که پس از انقلاب گریخته و باغ را به امانت سپرده دست اکبر سالهاست شایعه ها درباره ی این زمین دهان به دهان می چرخد اما اکبر و سگهای وحشی اش اجازه نداده اند کسی حقیقت را بفهمد. اوضاع کشور تغییر کرده و قوامی میخواهد به ایران برگردد و باغ محبوبش را پس بگیرد اکبر و دست بزرگش منتظر او هستند و همه چیز خبر از انفجاری بزرگ می دهد.