کتاب چراغ آخر | نشر جامه دران

نویسنده: صادق چوبک

مردم دزد را وقتی که داشت قالپاق دومی را از چرخ باز می‌کرد گرفتند. قالپاق اولی را زیر بغلش قایم کرده بود و داشت با پیچ گوشتی کندوکو می‌کرد که قالپاق دومی را هم بکند که توسری شکننده تلخی رو زمین پرتابش کرد و بعد یک لگد خورد تو پهلویش که فوری تو دلش پیچ افتاد و پیش چشمانش سیاه شد و چند تا اوقِ خشکه زد و تو خودش شاشید.

مردم دورش جمع شدند. قالپاق از زیر بغلش افتاد رو زمین و دور برداشت و رفت آنطرف‌تر رو زمین خوابید. یکی زیر بغلش گرفت و بلندش کرد. هنوز دستهایش تو دلش بود. نتوانست راست بایستد. یک توسری سنگین و چند تا کشیده دوباره او را رو زمین پرت کرد. چهره‌اش با درد گریه‌آلودی باز و بسته می‌شد. چهره‌اش زور می‌زد. سیزده سال داشت و پاهاش پتی بود.

یک کادیلاک لپر سیاه براق، مثل یک خرچسونه میان جمعیت خوابش برده بود و ککش هم نگزیده بود که قالپاقش را کنده بودند. و پسرک، مثل مگس امشي خورده، میان دایره‌ای که دیواری از پاهای مفلوکِ ناخوش دورش کشیده بودند تو خودش پیچ و تاب می‌خورد و حرفهای سیاه سنگینِ تلخی تو گوشش می‌خورد که نمی‌گذاشت دردش تمام بشود.

افزودن به پاکت خرید 120,000 تومان

کتاب چراغ آخر | نشر جامه دران

  • نام کتاب: چراغ آخر | نشر جامه دران
  • ناشر : جامه دران
  • تعداد صفحات: 133
  • شابک: 9645858399
  • شماره چاپ: 2
  • سال چاپ: 1397
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:
    (1 نفر)

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

آزادی به رنگ آتش

مروری بر کتاب محاکمه‌ی ژان دارک در روان نوشته‌ی برتولت برشت

به کلاس نویسندگی نادر ابراهیمی خوش آمدید!

درباره‌ی کتاب لوازم نویسندگی نوشته‌ی نادر ابراهیمی

جنون انسان

مروری بر کتاب در دفاع از فهم نوشته‌ی آلبر کامو

کتاب های پیشنهادی

افزودن به پاکت خرید 120,000 تومان