لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

پوست بر زنگار

نویسنده:
اشکان اختیاری

وقتی تویوتای قراضه از دژبانی گذشت و وارد محوطه شد، اولین چیزی که نگاهش را جلب کرد، مخزن آب بود. یک مخزن زنگ زده‌ی فلزی در آسمان که با لوله‌ی بزرگی که از زیر شکمش خارج می‌شد، به زمین وصل بود. اطرافش شبکه ای از پایه‌ها و میله‌های نازک تری بود که احتمالاً وزنش را روی هوا تحمل می‌کردند. حدس زد آن لوله‌ی توخالی بزرگ، فقط زایده ای است که وزن خودش هم به مخزن فشار می آورد، اما آن استوانه ی قطور دراز و صاف که درست از وسط سطح منحنی شکل پایین به زمین می رسید، انگار ادعا داشت که تمام آسمان را هم به دوش می‌کشد؛ چه برسد به خود مخزن. از سربازی که راننده بود، پرسید: «آب شهرک از این مخزن تأمین می شود؟» ستوان کادری که عقب نشسته بود، به جای سرباز جواب داد: «نه. این مخزن مال قبل ترها بوده که هنوز شهر آب لوله کشی نداشت و آب شهرک هم از چاه تأمین می شد. الان به آب شهری وصلیم.»

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : برج
  • تعداد صفحات: 135
  • شابک: 9786227280852
  • شماره چاپ: 1
  • سال چاپ: 1401
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 «چند هزار نفر توی این فنجان چای خورده‌اند؟»

«چند هزار نفر توی این فنجان چای خورده‌اند؟»

شیرین به پیشخدمت گفت «کره، پنیر، مربای بهار نارنج و نیمرو. زرده‌ها سفت، لطفا.» و به آرزو که دهنش باز مانده بود گفت «شمال بدون صبحانه یعنی هیچ. عوضش ناهار نمی‌خوریم.» بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات برج
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..