× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

هیس! دخترها فریاد نمی زنند

نویسنده:
پوران درخشنده
میترا بهرامی

سکانس 1/ خارجی / روز / باغ پشتی حیاط مجتمع 

یک مجتمع مسکونی، بلند مرتبه است که محوطه و فضای سبزی زیبا در مقابل آن است. چند مرد در محوطه حیاط ایستاده‌اند. دو عکاس دوربین‌هایشان را وارسی می‌کنند. یک فیلمبردار با اشاره مسؤل گروه فیلمبرداری دوربینش را در مقابل راهروئی که به آسانسورها و پله‌های ساختمان منتهی میشود، قرار می‌دهد. 

مسئول گروه فیلمبرداری با حرارت زیاد در حال تنظيم صحنه است و گوئی براستی دارد یک کار سینمایی را کارگردانی می‌کند. کارگردان خطاب به فیلمبردار

کارگردان : زوم رو ببند به دهنه راهرو 

کارگردان رو به امیرعلی که مشغول مرتب کردن خود است

کارگردان: ببین این گل رو میگیری، میری کنار راهرو می‌ایستی، عروس‌‌خانم که اومدن گل ومیدی بهشون 

کارگردان از امیر جدا میشود و با هیجان بسوی گروه کار خود میرود تلفنش زنگ می‌زند

کارگردان : بله ! آره آره اون افکته رو یادت نره تا یه ساعت دیگه بهت میرسه 

صفحه 17

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 پارچه فروش عاشق

پارچه فروش عاشق

پیش از اختراع موبایل در آداب‌ دلبری هر روز که بیدار می‌شدم به آینه نگاه می‌کردم، زل می‌زدم به ابروی چاچی می‌گفتم: من شهید تیغ ابروی تواَم / خاکم و آسوده‌ی روی تواَم. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..