× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

ملت عشق - جیبی

نویسنده: الیف شافاک

بهار که جایش را به تابستان سپرد نامه‌نگاری‌های عزیز و اِللا هم بیشتر شد. این پیشامد غیرمنتظره که مانند رازی سر به مهر مخفی‌اش می‌کرد، اِللا را گیج کرده بود. از هر منظری که نگاه می‌کرد، می‌دید خیلی با هم فرق دارند و سر درنمی‌آورد که چطور می‌توانند این همه موضوع برای نامه نوشتن به یکدیگر پیدا کنند. حتی مطمئن نبود اگر یکی بپرسد: «چه چیز مشترکی دارید؟» بتواند جواب بدهد.

عزیز ز. زاهارا در نظر اِللا مثل پازلی بود که سعی می‌کرد قطعاتش را پیدا کند و سر جای خودش بگذارد. با هر ایمیلی که از او می‌رسید چیز جدیدی درباره‌اش می‌فهمید و بخشی دیگر از پازل را کامل می‌کرد. گرچه همه تابلو هنوز به‌صورت معما باقی مانده بود، اما می‌توانست پیش خودش بگوید درباره نویسنده ملت عشق معلومات زیادی به‌دست آورده.

مثلا می‌دانست عزیز عکاسی حرفه‌ای است. کنجکاو بود بداند به‌دلیل شغلش این همه در گشت و گذار است یا اینکه به‌دلیل علاقه‌اش به گشت و گذار این شغل را انتخاب کرده. عزیز روح کوچ‌نشین‌ها را داشت. در نظر او رفتن به جاهای دوردست دنیا با رفتن به پارک محله فرقی نداشت. حتی از دشوارترین سفرها هم نمی‌هراسید. سیاحی ثابت‌قدم بود، مانند لاک‌پشتی که کائنات را بر پشتش حمل می‌کند...

موجود نمی باشد

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 شافاک: کاش نویسندۀ رمان‌های ترسناک گوتیک بودم

شافاک: کاش نویسندۀ رمان‌های ترسناک گوتیک بودم

الیف شافاک: «اگر نویسندۀ رمان‌های ترسناک گوتیک بودم -که همیشه از خواندن آنها لذت برده‌ام- ترجیح می‌دادم در میانۀ قرن نوزدهم و در انگلستان یا جای دیگری، شاید در بوستون، زندگی کنم. اواخر دهۀ نوزدهم روسیه هم دورۀ باشکوهی بود. اما به نظرم برای نویسندگان زن، زمانۀ ما یکی از بهترین‌هاست.» بیشتر بخوان
 پیشنهادهای کتابفروشی کتاب پنجره

پیشنهادهای کتابفروشی کتاب پنجره

گزارشی از کتابفروشی کتاب پنجره در میدان پالیزی و پیشنهاد کتابی‌های راهنمای کتاب‌های این کتابفروشی. اگر در 28 سال اخیر، گذارتان به میدان پالیزی افتاده باشد، حتماً کتابفروشی پنجره را در ضلع شمالی میدان دیده‌اید. دو ویترین زردرنگ کتابفروشی و آن کاشی بالای سردر که نام و نشان کتابفروشی را بر خود دارد، هر مشتاق کتابی را به خود می‌خواند. چند دقیقه‌ای خیره به ویترین می‌ایستید و جلد تازه‌های کتاب را مرور می‌کنید و بعد پا به جهان آن سوی پنجره می‌گذارید. محمد یراقچی، مدیر نشر و کتابفروشی کتاب پنجره می‌گوید: «ما مخاطبانمان را خودمان انتخاب می‌کنیم؛ این شعار، هدف و برنامۀ ما است.» حضور شما در کتاب پنجره اتفاقی نیست- شما انتخاب شده‌اید. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

 من پیش از تو

من پیش از تو

ناموجود
 پس از تو

پس از تو

37,000 تومان
 چشمهایش

چشمهایش

35,000 تومان
 طبل حلبی

طبل حلبی

98,000 تومان



Some text some message..