× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

فقط یک طاعون ساده

نویسنده:
لودمیلا اولیتسكایا

قطاری از واگن‌های باری، در حالی که چراغ‌هایش به کولاک گردباد مانند نور می‌اندازند، از میان بیابان برف‌پوش پهناوری می‌گذرد. آهسته، طولانی. از کنار شهری رد می‌شود که پوشیده زیر توده‌های برف به‌زحمت پیداست. شهر در مهی از برف محو می‌شود.

ساختمان کشیده‌ی یک‌طبقه‌ای، به دور از تمام دنیا، پوشیده از برف است. پشت چند پنجره نور ماتی به چشم می‌خورد. تابلو را هم برف پوشانده است و نمی‌شود خواندش.

در نگهبانی، کنار بخاری آهنی، پیرزن تاتاری نشسته است. دستمال سرش را تا روی پیشانی پایین کشیده و شال بزرگی هم روی ان انداخته است. با چاقوی کوچکی تکه‌های گوشت دودی را می‌بُرد و در دهان بی‌دندانش می‌جود. نگاهش بی‌حالت و متمرکز است.

در اتاق ایزوله، رودُلف ایوانویچ مایِر مشغول کار است. با ماسک و لباس محافظ پزشکی. چهره‌اش معلوم نیست. دستکش به دست

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 از این قطار پیاده نشو!

از این قطار پیاده نشو!

آندری کورکوف (Andrey Kurkov) در رمان «مرا به کنگاراکس نبر»، با مفهوم تاریخ بازی کرده و خواننده را به سوی این پرسش برده است که اگر بشود بخش‌هایی از تاریخ را حذف کرد که چندان هم خوشایند نیست، چه می‌شود؟ بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات برج
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم لودمیلا اولیتسكایا
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی آبتین گلکار
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..