× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

عادت می کنیم

نویسنده: زویا پیرزاد

شیرین به پیشخدمت گفت «کره، پنیر، مربای بهار نارنج و نیمرو. زرده‌ها سفت، لطفا.» و به آرزو که دهنش باز مانده بود گفت «شمال بدون صبحانه یعنی هیچ. عوضش ناهار نمی‌خوریم.»

تالار غذاخوری هتل خلوت بود. پشت میز دراز، ده دوازده زن و مرد ژاپنی نشسته بودند. زن‌ها با روسری‌های گلدار، مردها با کلاه‌های ماهیگیری چارخانه. سرِ میزی تهِ تالار چهار مرد بودند با کت‌شلوارهای خاکستری و پیراهن‌های یقه گرد. پیشخدمت بی‌آن‌که شیرین یا آرزو سوالی کرده باشند، با سر به طرف مردها اشاره کرد و زیر لب گفت «مقامات.» و بشقاب‌های نیمرو را گذاشت روی میز.

شیرین چای ریخت. «بعد از صبحانه پیاده‌روی کنار دریا، خُب؟»

آرزو لقمه‌ی نان و کره‌مربا را گذاشت توی دهن و سر تکان داد که «خُب.»

شیرین تکه‌ای بربری برداشت پشت و رو کرد «بالاخره شمالی‌ها یاد نگرفتند بربری بپزند. حالا بقیه را بگو.»

«وای، ولم‌کن. پریشب برای تو و آیه تعریف کردم، دیروز توی ماشین تعریف کردم. خفه‌ام کردی.»

«جزییات را خوب تعریف نمی‌کنی. جزییات مهمند.» چشم‌های ریز ر ریزتر کرد. «یک کلمه هم نگفت چرا تلفن را پس دادی؟»

آرزو نیمرو خورد و سر تکان داد و پنیر برد و نان برداشت. «نه. فقط بِروبِر نگاه کرد و خندید.»

«چه‌جوری نگاه کرد؟»

«چه جوری نگاه کرد یعنی چه؟ گفتم که، عین خل‌ها یا می‌خندید یا سوت می‌زد و عقب عقب می‌رفت.» سبد خالی نان را نشان پیشخدمت داد و فهماند نان بیاورد. بعد گفت «حالا لطف می‌کنی زرجو را بایگانی کنی و از آیه و فرانسه رفتنش حرف بزنیم؟ نمی‌دانم چرا می‌ترسم. حالا خرجش به جهنم. می‌ترسم بسپارمش دست حمید. اگر ــــ»

«اگر چی؟ بچه که نیست. تازه فرض کنیم نشد بماند، یا نخواست بماند، یا هر چی. آسمان که زمین نیامده. برمی‌گردد.» از قوری چینی سفید که اسم و علامت مهمانسرا رویش حک شده بود چای ریخت توی دو فنجان.

آرزو خیره شد به فنجان چینی سفید. «حق با توست. باید بفرستمش.» دست کشید به اسم و علامت مهمانسرا روی فنجان که تقریبا پاک شده بود. فکر کرد «چند هزار نفر توی این فنجان چای خورده‌اند؟» گفت «می‌فرستمش.»


قیمت: 24,900 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : مرکز
  • تعداد صفحات: 268
  • شابک: 9789643057985
  • شماره چاپ: 61
  • سال چاپ: 1397
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 جنگ چهره‌ی شاعرانه ندارد

جنگ چهره‌ی شاعرانه ندارد

اولین چیزی که در برخورد با این کتاب برای من جلب توجه کرد اسمش بود. شکل نوشتاری آن شبیه به هرس کردن به معنای حذف زواید درختان است. بعد از پیدا کردن معنای آن دیگر دنبالش را نگرفتم؛ اما هرچه در کتاب جلوتر رفتم نام کتاب برایم تداعی کننده‌ی ترس بود. بیشتر بخوان
 گم شده میان زمان و مکان

گم شده میان زمان و مکان

کتاب مجموعه داستان کوتاهی است شامل هشت قصه و هرکدام با موضوعی متفاوت اما با ویژگی‌ها و نشانه‌‌های مش ابه. بیشتر بخوان




کتاب های پیشنهادی

 پیکار با سرنوشت

پیکار با سرنوشت

120,000 تومان
 پیرزن دوباره شانس می آورد

پیرزن دوباره شانس می آورد

31,000 تومان
 انسان ها هیچ جا خانه نمی شود

انسان ها هیچ جا خانه نمی شود

ناموجود
 بند محکومین

بند محکومین

24,000 تومان



Some text some message..