کتاب ریگ روان

نویسنده: استیو تولتز

«دو جور زندانی داریم. خرس‌هایی که خیلی وقته رفته‌ن به خواب زمستانی و بچه‌های محصور در خشکی که باد دریایی خودشون رو دارن خدای من. چه مرگته؟ با تشنجت می‌شه یه مزرعه ذرت رو خرمن‌کوبی کرد. چند وقته این‌جایی؟ این‌قدر نفس نکش. هوای زندان توهم‌زاست. حتما خبر داری که من اون زندانی‌ای رو که بهش پول داده بودین تا از من محافظت کنه ولی پول رو زده بود به جیب، به خاک سیاه نشوندم. پس میمی با مورله تا به من پول بده که از خودم محافظت کنم. این رو می‌دونی، درسته؟ می‌دونی وقتی با میمی اروپای شرقی بودم موقع یکی از اون جن‌گیرهای قلابی احساس کردم یه روح شیطانی از بدن اون خارج شد و تو تن من حلول کرد؟ این رو تا حالا به کسی نگفته بودم.»

صفحه 362

افزودن به پاکت خرید 175,000 تومان

کتاب ریگ روان

دیدگاه‌ها

کامران ۱۴۰۰/۰۳/۰۱

بسیار عالی بود

مطالب پیشنهادی

تلاش‌ برای دوچرخه نشدن، یا برزخ میان توهم و واقعیت.

مروری کوتاه بر کتاب سومین پلیس نوشته‌ی فلن اوبراین

فراز و فرود جان فاولز بودن

درباره جان فاولز، نخستین پست‌مدرنیست انگلستان

چگونه رمان‌‎ها به کمک ما برای رفع خستگی می‌آیند؟

معرفی چند رمان برای اینکه پناهگاه خستگی­‌مان باشند

کتاب های پیشنهادی

افزودن به پاکت خرید 175,000 تومان