کتاب روباه
درباره کتاب روباه
کتاب روباه نوولایی از دی. اچ. لارنس با ترجمه کاوه میرعباسی است که توسط نشر افق منتشر شده است. لارنس در این اثر با نثری ساده اما مفاهیمی عمیق، به کاوش در پیچیدگیهای احساسات انسانی، تمایلات غریزی، زنانگی و مرزهای اخلاقی میپردازد. داستان در بستری از تعلیق پیش میرود و مواجهه انسان با غرایز درونی و اضطرابهای ذهنی را به تصویر میکشد.
داستان کتاب
داستان درباره دو زن دوست و جداناشدنی است که در زمان جنگ جهانی اول، در مزرعهای در انگلستان زندگی میکنند و صادقانه میکوشند مسئولیت حیات و بقای خود را در فضای سخت طبیعت بر عهده بگیرند. زندگی این دو با ورود همزمان یک روباه و مردی جوان دستخوش رخدادهایی غیرپیشبینی میشود. بهمرور، رابطهای سنگین و آزاردهنده میان مرد و روباه شکل میگیرد و حوادث کوچک این ارتباط را دستخوش تغییر میکنند. با ورود این عوامل بیرونی و غریبهها، پیوند میان این دو زن متزلزل شده و در نهایت روبهروی یکدیگر قرار میگیرند؛ روایتی که در آن غرایز، افسار زندگی شخصیتها را به دست میگیرند و چالشهایی درباره ماهیت بهدستآوردن اجباری و ارزش آن مطرح میشود.
درباره دی. اچ. لارنس
دیوید هربرت لارنس (۱۸۸۵–۱۹۳۰) نویسنده برجسته انگلیسی بود که در طول عمر ۴۴ساله خود آثاری با محوریت روانشناختی و اجتماعی به نگارش درآورد. در داستانهای او، شدت احساسات انسانی با غرایز جسمانی در هم میآمیزد. لارنس در این اثر فضایی میان واقعیت و کابوس میسازد و به بررسی رنج، اندوه و گسست پیوندهای اخلاقی میپردازد.
درباره کاوه میرعباسی
کاوه میرعباسی (متولد ۱۳۳۴) مترجم و نویسنده ایرانی است که در رشتههای سینما و رومانلوژی در اسپانیا و رومانی تحصیل کرده است. او ترجمه آثار متعددی از ادبیات داستانی جهان از زبانهای انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی را در کارنامه دارد. این نوولا نیز با برگردان او توسط نشر افق به چاپ رسیده است.
جملات کتاب...
معمولاً دو دختر را با نام خانوادگیشان میشناختند، بنفورد و مارچ مزرعه را با هم گرفته بودند و قصد داشتند همه کارها را خودشان انجام دهند میخواستند مرغداری کنند، از فروش طیور اموراتشان را بگذرانند در کنارش ماده گاوی نگه دارند و یکی دو چهارپای دیگر هم پرورش بدهند. متأسفانه اوضاع بر وفق مرادشان نشد.
بنفورد کوتاه قد، ریز نقش نحیف و عینکی بود. اصل سرمایه را او گذاشته بود چون مارچ پول چندانی نداشت یا شاید اصلاً کیسه اش خالی بود. پدر بنفورد که در ایزلینگتون تجارت میکرد به چند دلیل دست مایه اولیه را در اختیار دخترش گذاشت؛ به خاطر سلامتیاش، چون دوستش داشت و چون بعید میدانست که او روزی به خانه بخت برود.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید