ساكن تهران هستيد؟! مى‌توانيد از گزينه ارسال با پیک هم استفاده كنيد.

کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه
 روی جلد کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه
5

کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه


نویسنده: مصطفی مستور
ناشر: چشمه
نوع جلد: شمیز
قطع: پالتویی
مشخصات بیشتر
افزودن به سبد خرید
آماده ارسال
240,000 تومان
درباره‌ کتاب

هر آنچه باید پیش از خرید کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه بدانید

اگر به داستان‌های کوتاه معاصر ایرانی، دغدغه‌های وجودی و عاشقانه، و سبک روایی منحصربه‌فرد مصطفی مستور علاقه دارید، مطالعه کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه چاپ نشر چشمه، انتخابی بسیار ارزشمند است.

درباره کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

این کتاب مجموعه‌ای از ۶ داستان کوتاه است که نخستین بار در سال ۱۳۸۴ منتشر شد. مستور در این اثر با همان نگاه فلسفی، کلامی و درون‌گرایانه‌اش به سراغ مفهوم «عشق» در دنیای مدرن می‌رود؛ عشقی که دیگر با تعاریف کلاسیک هم‌خوانی ندارد و در فضایی پر از تردید، تنهایی، فاصله‌های روحی و ناکامی‌های انسانی روایت می‌شود. عنوان کتاب به‌زیبایی به واژه‌ی «عشق» بدون حروف تشکیل‌دهنده‌اش اشاره دارد؛ استعاره‌ای از غیاب، تهی‌شدگی یا مواجهه‌ای عریان و بی‌واسطه با حقیقت این مفهوم در زیست روزمره‌ی انسان معاصر.

داستان ها

  • مردی که تا پیشانی در اندوه رفت
  • چند روایت معتبر درباره‌ی اندوه
  • چند روایت معتبر درباره‌ی کشتن
  • سوفیا
  • چند روایت معتبر درباره‌ی خداوند
  • حکایت عشقی بی‌قاف بی‌شین بی‌نقطه

درباره مصطفی مستور

مصطفی مستور، نویسنده، مترجم و پژوهشگر مطرح ایرانی، از پرمخاطب‌ترین داستان‌نویسان دو دهه اخیر است. آثار او اغلب به بررسی لایه‌های عمیق ذهن انسان، روابط عاطفی آسیب‌دیده، شک‌های معرفتی و جست‌وجوی معنا در میان روزمرگی‌های شهری می‌پردازند. نثر او موجز، دقیق و سرشار از صمیمیت است.

جملات کتاب

خبر مرگ‌مان رفته بودیم فیلم بگیریم. دو هفته قبل از اینکه مرا بیاورند اینجا خبرش را توی روزنامه‌ات خوانده بودم. کاش نخوانده بودم. من و الیاس با هم رفته بودیم. به الیاس گفتم نیاید. گفتم حالش بد می‌شود. قبول نکرد. الیاس را که می‌شناسی. از آن بچه‌های غد و یک‌دنده. گفتم خودم فیلم می‌گیرم و خودم هم با طرف حرف می‌زنم، احتیاجی نیست تو بیایی. گفت دلش می‌خواهد ببیند طرف چه شکلی است. گفت می‌خواهد زل بزند توی چشم‌هاش. گفت شاید لمسش هم کردم. گفت این احتمالا دیدنی‌ترین آدمی است که ممکن است در تمام طول زندگی‌اش ببیند و اصلا دلش نمی‌خواهد این فرصت را از دست بدهد. اینها عین کلماتش بود. از همان دوران دانشکده یک‌دنده بود. یادت هست به‌خاطر صوفی – همان دختر عینکی که همیشه توی کلاس روی صندلی‌های جلو می‌نشست و الیاس خیال می‌کرد طرف عاشقش شده – سه ساعت تمام توی برف‌های جلو خوابگاه دخترها پابرهنه ایستاد تا ذات‌الریه گرفت؟

صفحه ۲۹

مشخصات کامل کتاب
نام کتاب: حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه
نویسنده: مصطفی مستور
ناشر: چشمه
نوع جلد: شمیز
قطع: پالتویی
تعداد صفحات:80
ISBN: 9789643622374
شماره چاپ:39
سال چاپ:1405
تعداد موجودی:1 عدد مانده
روی جلد کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه
دیدگاه کاربران
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
افزودن به پاکت خرید 240,000 تومان
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی