× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

حكایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

نویسنده:
مصطفی مستور

خبر مرگ‌مان رفته بودیم فیلم بگیریم. دو هفته قبل از اینکه مرا بیاورند اینجا خبرش را توی روزنامه‌ات خوانده بودم. کاش نخوانده بودم. من و الیاس با هم رفته بودیم. به الیاس گفتم نیاید. گفتم حالش بد می‌شود. قبول نکرد. الیاس را که می‌شناسی. از آن بچه‌های غد و یک‌دنده. گفتم خودم فیلم می‌گیرم و خودم هم با طرف حرف می‌زنم، احتیاجی نیست تو بیایی. گفت دلش می‌خواهد ببیند طرف چه شکلی است. گفت می‌خواهد زل بزند توی چشم‌هاش. گفت شاید لمسش هم کردم. گفت این احتمالا دیدنی‌ترین آدمی است که ممکن است در تمام طول زندگی‌اش ببیند و اصلا دلش نمی‌خواهد این فرصت را از دست بدهد. اینها عین کلماتش بود. از همان دوران دانشکده یک‌دنده بود. یادت هست به‌خاطر صوفی – همان دختر عینکی که همیشه توی کلاس روی صندلی‌های جلو می‌نشست و الیاس خیال می‌کرد طرف عاشقش شده – سه ساعت تمام توی برف‌های جلو خوابگاه دخترها پابرهنه ایستاد تا ذات‌الریه گرفت؟

صفحه 29


افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : چشمه
  • تعداد صفحات: 80
  • شابک: 9789643622374
  • شماره چاپ: 25
  • سال چاپ: 1396
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان کوتاه فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 قسم به زیتون، قسم به انجیر

قسم به زیتون، قسم به انجیر

داستان‌های خیاوی بوی زادگاهش را می‌دهند. بوی جایی را که به زعم خودش و هم‌شهریانش «مرکز جهان است». نثرش ساده و بی‌تکلف است و از ذهنی کودکانه به انسان‌های جهان خود نگاه می‌کند، کودکی که به نگاهش هر تکه‌ای از جهان پرسش‌برانگیز است. داستان‌هایش هم حول و حوش پرسش‌های ساده‌ای می‌گذرد. این یادداشت دربارۀ مجموعه داستان او با نام «مردی که گورش گم شد» است. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات چشمه
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم مصطفی مستور
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..