× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
با توجه به تعطیلی 2 آبان سفارشات پستی که از تاریخ 28 مهرماه ثبت خواهد شد، 3 آبان تحویل پست داده خواهد شد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

افسانه های ایرانی (جلد 6)

نویسنده:
محمد قاسم زاده

کچل و قاضی

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کی نبود. در زمان‌های قدیم یک قاضی بود و آن‌قدر ناخن‌خشک بود که خیرش به کسی نمی‌رسید. این بابا نوکر می‌گرفت و اول کار می‌گفت اجرت زیادی می‌دهد، ولی همان هفته‌ی اول کاری می‌کرد نوکره قید اجرتش را بزند و فلنگش را ببندد تا جانش را از دست قاضی درببرد. این طور ماهی چهار تا نوکر عوض می‌کرد و صناری هم به کسی نمی‌داد. آدم‌هایی که پیش این قاضی کار می‌کردند، می‌گفتند اگر نوکر قدرت فیل را هم داشته باشد، سر یک هفته آب می‌شود. کم‌کم آوازه‌ی قاضی افتاد به دهن مردم و دیگر کسی گول حرفش را نخورد و یک روز این قاضی دید نه نوکر دارد و نه کسی زیر بار می‌رود که به خانه‌اش بیاید و کار کند. هرچه این در و آن در زد، کسی را پیدا نکرد و دست به دامن جارچی‌ها شد و آنها هرچه جار زدند، هیچ کی قدم جلو نگذاشت.

صفحه 357


دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 پاییز فصل آخر سال است

پاییز فصل آخر سال است

گوشی را که برداشتم، گفت: «سلام لیلا خانم. امیر صالحی هستم. شماره‌ی شما را از ساغر گرفته‌ام.» گفت دارند یک روزنامه‌ی جدید درمی‌آورند. گفت هر روز سه صفحه‌ی فرهنگی دارند. یک صفحه‌اش ظهر می‌رود برای چاپ، دو صفحه‌اش عصر، گفت اگر فرصت دارم و اگر دوست دارم، یکشنبه عصر سری به‌شان بزنم. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات هیرمند
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم محمد قاسم زاده
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..