× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

احمد شاه مسعود (روایت صدیقه مسعود)

نویسنده:
شکیبا هاشمی
ماری فرانسواز کولومبانی

هشت سال داشتم که زندگی ام زیرورو شد.

صبح روز بازگشایی مدارس خیلی زود از خواب بیدار شدم. آنقدر هیجان زده بودم که دیگر خوابم نمیبرد. روپوش و کیفـم را از چند روز پیش آماده کرده بودم و در حالی که با برادرانم بگومگو می‌کردم دور خودم می‌چرخيدم. وقتی مادرم به من علامت داد که بروم، راشـدین و شاهدین را که در رفتن تعلل می کردند، رها کردم و به طرف مدرسه دویدم.

وقتی به آنجا رسیدم، برای رفتن به کلاس، پلهها را چهارتا چهارتا بالا رفتم، هیچ کس آنجا نبود. در راه پله و حیاط هم کسی را ندیدم. کل ساختمان خالی بود. هنگام خروج از مدرسه، به مدیر برخوردم، که مثل کسی که گله‌ی بز دنبالش کرده، به طرف کوه‌ها در حال فرار بود. حتی نایستاد تا با من حرف بزند، گیج و مبهوت شده بودم. حین بازگشـت از مدرسه، به دانش آموزی برخوردم که هراسـان بود. سکسـکه کنان گفت: «بنیادگراها دارند می رسند. آنها روی پل نولیج هستند!» ناگهان همهی جنایتهایی که راجع به آنها برایـم تعریف کرده بودنـد، به ذهنم هجوم آورد و به طرف خانه فرار کردم.

صفحه ۴۵

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 پروژه شادی

پروژه شادی

دو راهکار مهمی که بیش از همه کمک می‌کرد به خواب بروم، راهکارهایی بود که خودم ابداع کرده بودم. اول این‌که، سعی می‌کردم پیش از آن که زمان خواب فرا برسد، برای رفتن به رختخواب آماده شوم. گاهی اوقات تا دیروقت بیدار می‌ماندم، چون آنقدر خسته بودم که نمی‌توانستم لنزهایم را دربیاورم، عینک زدن هم برایم مانند آن بود که روی قفس طوطی را بپوشانند. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات مرکز
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..