کتاب آن مادیان سرخ یال
درباره کتاب آن مادیان سرخ یال درباره چیست؟
این کتاب روایتی کوتاه، تاریخی و اسطورهای است که با نگاهی به زندگی و سرنوشت «امرؤالقیس»، شاعر نامدار عرب در دوران جاهلی، شکل گرفته است. داستان حول محور قتل پدر قیس و وصیت او برای خونخواهی میچرخد؛ ماجرایی که این شاعرِ لطیفهسرا و عاشقپیشه را در دوراهی دشوار میان شعر، عشق و ضرورتِ تلخ انتقام و جنگ قرار میدهد.
درباره نویسنده کتاب آن مادیان سرخ یال
محمود دولتآبادی، زادهی ۱۳۱۹ در سبزوار، از بزرگترین و تأثیرگذارترین رماننویسان معاصر ایران است. خلق آثار حماه آفرینی چون کلیدر، جای خالی سلوچ و تسلط بینظیر او بر لحن، اسطوره و زبان فارسی، جایگاهی یگانه به او در ادبیات ایران و جهان بخشیده است.
روایت خلقشده توسط نویسنده
دولتآبادی در این اثر با بهرهگیری از نثری شاعرانه، آهنگین و کلاسیک، فضایی دراماتیک و مکاشفهمحور خلق کرده است. استفاده از تکگوییهای درونی (واگویه) و توصیفهای عمیق، خواننده را به درون جهان ذهنی شخصیت اصلی پرت میکند تا تقابل میان طبع شاعرانه و خشمِ برخاسته از خونخواهی را به عینه لمس کند.
چرا کتاب آن مادیان سرخ یال را بخوانیم؟
- شیوه روایت: نثری فاخر، شاعرانه و مبتنی بر واگویههای درونی و مکاشفههای فردی.
- شخصیت پردازی: واکاوی درونِ پرناامیدی و تناقضآمیز قهرمانی که از دنیای شعر به میدانِ خشنِ انتقام پرتاب میشود.
- فضای داستان: فضایی اسطورهای، بادیهنشین، پر از عطر تاریخ و جستوجوی عدالت در دلِ خشونت.
- زبان اثر: زبان آهنگین، دقیق و سرشار از استعارههای بدیعِ برخاسته از قلم استاد دولتآبادی.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به ادبیات داستانی ایران و سبک ویژهی محمود دولتآبادی.
- دوستداران داستانهای تاریخی، اسطورهای و روایتهای برگرفته از ادبیات کهن.
- کسانی که به نثرهای شاعرانه، جستارگونه و جستوجو در ابعاد روانشناختی شخصیتها علاقه دارند.
جملات کتاب آن مادیان سرخ یال
اما... دانم که انسان در کلمات نیست که بیان منحصر مییابد؛ بلکه انسان در ناگفتههایش نهفته است که محرمترین شخص، شاید از ناگفتههایش او را بشناسد. عاطفة آدمی را میتوان در مویرگ چشمان او هم بازیافت، و تو «از چنین بصیرتی برخوردار هستی زرقاء» و بود، بله، چون آینهای بود که قیس را در خود باز میتابانید و باز مییافت؛ که زرقاء یک زنِ تمام بود؛ عصارة تمام زنان، «و تو عصارة تمامِ مرد! و تو می دانی چرا پُشت - سُرین زن سرد است؟!» نه، به آن نیندیشیده بود زرقاء.
صفحه ۴۹
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید