کتاب در جستوجوی میلان کوندرا، نوشتهی آریان شمن، اثری است کوتاه و موجز دربارهی یکی از مرموزترین نویسندههای ادبی معاصر، میلان کوندرا. شمن در این کتاب مسیر پرپیچوخم زندگی نویسندهای را دنبال میکند که با وجود شهرتی جهانی کنج عزلت برگزید و تصمیم گرفت خودش را از منظر آدمها دور نگه دارد.
علاقهی شمن به کوندرا
شمن، که از جوانیاش شیفتهی کوندرا بوده، برای نوشتن این کتاب همچون کارآگاهی کارکشته سفری طولانی و پرماجرا را آغاز میکند. او در طی سفرش به شهرهای پراگ، رِن، کُرس، بل-ایل-اَن-مِر و پاریس سرک میکشد و با جستوجوی آرشیوها، گردآوری روایتهای شخصی و بازخوانی وقایع تاریخی سیاسی پرترهای ناتمام اما گویا و جذاب را از شخصیت کوندرا ترسیم میکند. او در این مسیر حتی به پروندههای پلیس چکسلواکی سابق سرک میکشد و با ورا کوندرا، همسر کوندرا، اغلب از طریق پیامک مکاتبه میکند؛ شخصیتی که نه تنها در مقام همسر و همیار کوندرا بلکه در مقام چهرهای پررنگ و پویا در متن حضور دارد.
غیبت کوندرا
میلان کوندرا از اواسط دههی 1980 از عرصهی عمومی ناپدید شد. او دیگر مصاحبهای انجام نداد در هیچ رسانهای حاضر نشد و تنها اجازه داد که آثارش باقی بمانند و به جای او سخن بگویند. غیبت کوندرا در میان نوشتههای آریان شمن هم دنبالهدار است و بهنوعی همین غیبت و امتناع کوندرا از دیده شدن است که کتاب شمن و تجربهی خواندن آن را شکل میدهد. شمن هرگز نویسنده را شخصاً ملاقات نمیکند و تنها برای لحظهای کوتاه صدایش را از پشت تلفن میشنود که آن هم بهخاطر دخالت ورا کوندرا نیمهتمام میماند. کنایهی عمل روشن است: کوندرا همچنان شبحوار باقی میماند. چگونه میتوان از کسی نمیخواهد جایی دیده شود و حرفی بزند پرترهای نوشت؟ نتیجه روایتی است که خود بهخاطر غیبت کوندرا شکل گرفته و بر همین اساس است که پیش میرود.
به نظرم خویشتنداری کوندرا، رفتار کموبیش ماشینوارش، کمروییاش و میلش به سکوت در مقایسه با هیاهو و نورافکنهای آن روزگار آرامشبخش بود. او از حریم خصوصی ارزشی برتر میسازد و من این باورش را دوست دارم.
(در جستوجوی میلان کوندرا، صفحهی 15، نشر افق)
ورا کوندرا، پاسدار سکوت کوندرا
شمن در جستوجوی خودش بارها به در بسته میخورد و تقریباً همیشه ورا ـ زنی که بیش از چهار دهه، نه فقط شریک زندگی نویسنده، بلکه حافظ و پاسدار سکوت او بوده ـ است که کلید ورود یا قفل سکوت را در دست دارد. ورا در ارتباطش با شمن گاه صریح است و گاه رازدار، گاه شوخطبع است و گاه محافظهکار، اما در همه حال نشان میدهد که چگونه در طی این سالها نقش دروازهبان زندگی خصوصی کوندرا را پذیرفته و ایفا کرده است. برای او مهم است که کوندرا، همانگونه که خود خواسته، تنها از خلال آثارش شناخته شود و نه با روایتهای حاشیهبرانگیز و خاطرات زندگی روزمره. شمن ورا کوندرا را نه مطیع و خاموش بلکه چهرهای مستقل و حتی غالب ترسیم میکند و همین ویژگی است که سبب میشود تا حضور او در کتاب ملموستر باشد و غیبت کوندرا بیشتر به چشم بیاید.
بهانهای برای تأمل کردن
نثر شمن دقیق و حسابشده است و خواننده را به دل کندوکاوی از دل زندگی شبحی ادبی میکشاند. روایت او هوشمندانه، پرکشش و با مهارتهای روزنامهنگارانه نوشته شده است، اما کتاب را نباید زندگینامهای کامل در نظر گرفت، بلکه باید آن را تحقیقی شاعرانه و پارهپاره از زندگی کوندرا تلقی کرد. در جستوجوی میلان کوندرا تأملی است بر مرز باریک حریم خصوصی و شهرت.

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.