معرفی کتاب بینوایان اثر ویکتور هوگو؛ از خلاصه داستان تا شخصیت‌ها

عشق؛ یگانه منجی انسان

4.0 (5 نفر)
کتاب بینوایان
4.0 (5 نفر)
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
14 دقیقه مطالعه
امتیاز دهید!

کتاب بینوایان (Les Misérables) یکی از مشهورترین رمان‌های جهان و شاهکار ویکتور هوگو، نویسنده‌ی بزرگ فرانسوی است. این رمان در سال ۱۸۶۲ منتشر شد و هوگو هفده سال از عمرش را صرف نوشتن آن کرد. بینوایان در پنج جلد و با محوریت زندگی ژان‌ والژان روایت می‌شود؛ رمانی تاریخی، اجتماعی و عاشقانه که از آثار شاخص سبک رمانتیسم به شمار می‌رود. در ادامه‌ی این مطلب، خلاصه‌ی داستان، معرفی شخصیت‌های اصلی، بهترین ترجمه‌های فارسی و جملات ماندگار بینوایان را می‌خوانید.

بینوایان
متاسفانه این کتاب موجود نیست

خلاصه داستان کتاب بینوایان

کتاب بینوایان
نقاشی از فردریک لیکس، بر اساس طرحی از پیر ژرژ ژانیو، برای رمان بینوایان اثر ویکتور هوگو

کتاب بینوایان زندگی ژان‌ والژان را روایت می‌کند؛ مردی که به اتهام دزدیدن یک قرص نان برای خانواده‌ی گرسنه‌اش، نوزده سال از عمرش را در زندان می‌گذراند. پس از آزادی، درحالی‌که سابقه‌ی کیفری‌اش او را از هر کمکی محروم کرده و هیچ‌کس حاضر به پذیرش او نیست، پیرزنی او را به خانه‌ی اسقفی مهربان و سخاوتمند راهنمایی می‌کند. اسقف با گرمی از او پذیرایی می‌کند، اما ژان‌ والژان نیمه‌شب ظروف نقره‌اش را می‌دزدد و می‌گریزد؛ فراری ناتمام که با دستگیری به دست پاسبان‌ها پایان می‌یابد.

اسقف با ادعای این‌که خودش این ظروف را به او بخشیده، جان او را نجات می‌دهد؛ کنشی محبت‌آمیز که مسیر زندگی ژان‌ والژان را برای همیشه به‌سوی رستگاری تغییر می‌دهد. سال‌ها بعد، ژان‌ والژان با هویت مستعار مادلین زندگی تازه‌ای می‌سازد، صاحب کارخانه‌ای می‌شود و به‌سبب خدماتش به شهر، به‌عنوان شهردار انتخاب می‌شود. اما بازرس ژاور، افسری سرسخت و قانون‌مدار، همچنان به هویت واقعی مادلین مشکوک است. در همین شهر، فانتین، کارگری جوان که برای تامین هزینه‌های دخترش کوزت مجبور به فداکاری‌های سخت شده، ناچار می‌شود کوزت را نزد خانواده‌ی آزارگر تناردیه بسپارد.

فانتین پس از اخراج از کار به‌جرم بی‌عفتی و دستگیری به دست ژاور، در اوج بیماری و ناامیدی جان می‌سپارد. ژان‌ والژان که پیش از مرگ فانتین به او قول داده از کوزت مراقبت کند، هویت واقعی‌اش را فاش می‌کند، از زندان می‌گریزد و کوزت را از تناردیه‌ها می‌خرد. آن دو برای فرار از تعقیب دائمی ژاور به صومعه‌ای در پاریس پناه می‌برند؛ جایی که کوزت به مدرسه می‌رود و ژان‌ والژان به‌عنوان باغبان مشغول به کار می‌شود. سال‌ها بعد، کوزت به دختری جوان تبدیل می‌شود و دل به ماریوس، جوانی آرمان‌خواه می‌بازد؛ درست هم‌زمان با اوج‌گیری قیام‌های انقلابی در خیابان‌های پاریس.

ژان‌ والژان که از احساس ماریوس به کوزت آگاه است و نگران جدایی از دخترخوانده‌اش، چندین بار نقل‌مکان می‌کند، اما سرانجام در دل آشوب‌های انقلابی به کمک ماریوس می‌شتابد و حتی جان دشمن دیرینه‌اش، ژاور را نجات می‌دهد. ژاور که میان وفاداری به قانون و دِینی که اکنون به ژان‌ والژان دارد گرفتار شده، سرانجام دست به خودکشی می‌زند. داستان با پیوند ماریوس و کوزت و مرگ آرام و رهاشده‌ی ژان‌ والژان، درست در آستانه‌ی خوشبختی کسانی که بیش از هر چیز دوستشان داشته، به پایان می‌رسد؛ پایانی که تمام ‌عمر عشق، فداکاری و رستگاری او را در یک لحظه به تصویر می‌کشد.

درون‌مایه و پیام کتاب بینوایان

کتاب بینوایان
نقاشی‌ای برای رمان بینوایان اثر ویکتور هوگو 

بینوایان برهه‌ای مهم از تاریخ فرانسه را روایت می‌کند و به مفاهیم گوناگونی مانند بی‌عدالتی، فساد، تبعیض‌های اقتصادی و اجتماعی، فقر معنوی و فکری، کمبود اخلاقیات، انسان‌دوستی، عشق و شفقت می‌پردازد و داستانی امیدبخش، عاشقانه، عبرت‌آموز، اخلاقی و اجتماعی را ارائه می‌دهد. همچنین به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی بر قدرت عشق برای مقابله با دشواری‌های زندگی تاکید می‌کند.

بینوایان محتوی داستان‌های فرعی گوناگونی است، اما هسته‌ی مرکزی روایت تصویرگر زندگی انسانی است که فقر او را به دزدی وامی‌دارد و به همین خاطر از سوی جامعه طرد می‌شود. اگرچه متحول می‌شود و سعی می‌کند به عضوی محترم در جامعه تبدیل شود، اما گذشته‌اش او را رها نمی‌کند. ویکتور هوگو در سراسر رمان بینوایان جلوه‌های گوناگون زندگی مردم فرانسه در قرن نوزدهم را به عالی‌ترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد. افراد، اشیا، مکان‌ها، واقعیت‌ها، احساسات، عواطف و ... تشخص دارند و با جزئیاتی دقیق توصیف می‌شوند.

بینوایان را می‌توان از دیدگاه‌های مختلفی بررسی کرد و مفاهیم گوناگونی را به کمک آن دریافت که «عشق و نفرت» از مهم‌ترین آن‌هاست. ویکتور هوگو عشق را مفهومی درونی می‌داند که همواره همراه انسان است و همچون درمانگری‌ است که می‌تواند آدمی را از مصائب بسیاری برهاند. تمام اتفاقاتی که در رمان رخ می‌دهد بر پایه‌ی درون‌مایه‌ی عشق است. رفتار مهرآمیز اسقف با ژان والژان، احساسی که میان او و کوزت شکل می‌گیرد، عشق کوزت و ماریوس و نمونه‌های دیگر همچنین به این نکته اشاره می‌شود که عشق و نفرت هر دو در وجود انسان نهفته‌اند و این انسان است که می‌تواند زندگی با عشق را برگزیند و یا زیستن با نفرت و خشم را. هوگو باور دارد عشق هم مانند هر عمل دیگری، عکس‌العملی دارد. کسی که وجودش را سرشار از عشق و محبت می‌کند، این احساس زیبای انسانی را به بهترین شکل در جامعه منعکس می‌کند.

شخصیت‌های رمان بینوایان

شخصیت های کتاب بینوایان
شخصیت‌های کتاب بینوایان

شخصیت‌های زیادی در رمان بینوایان وجود دارد که سرنوشت آن‌ها به‌طرز ماهرانه‌ای بهم گره خورده است. تعدادی از آن‌ها شخصیت‌های اصلی هستند و هرکدام به نوعی بینوایی خود را نشان می‌دهند.

ژان والژان

ژان‌ والژان شخصیت اصلی و محور رمان است؛ مردی که پس از نوزده سال زندان به‌خاطر دزدیدن یک قرص نان، با کمک اسقف میریل مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. نقش او در داستان، هم قهرمان روایت است و هم عدسی‌ای که هوگو از طریق آن بی‌عدالتی‌های اجتماعی فرانسه را به تصویر می‌کشد. ژان‌ والژان نماد تحول و رستگاری انسانی است؛ او ثابت می‌کند گذشته‌ی یک انسان، سرنوشت محتوم آینده‌اش نیست. در سراسر رمان، هویت پنهانی او و تلاش دائمی‌اش برای نجات دیگران (فانتین، کوزت، ماریوس، حتی ژاور) موتور اصلی داستان است. شاید همین توانایی برای همراهی با دغدغه‌های هر نسل از خوانندگان است که ژان‌ والژان را، صد و شصت سال پس از انتشار بینوایان، به یکی از ماندگارترین شخصیت‌های ادبیات جهان بدل کرده است.

اسقف میریل، کشیشی روحانی

اسقف روحانی مهربان و سخاوتمندی است که در آغاز رمان با بخشیدن ظروف نقره‌اش به ژان‌ والژان، نقطه‌ی عطف زندگی او را رقم می‌زند. نقش او در داستان کوتاه اما تعیین‌کننده است؛ او تنها کسی است که پس از آزادی ژان‌ والژان از زندان، بدون قضاوت به او پناه می‌دهد. اسقف در رمان و در برابر قانونی که تنها مجازات می‌شناسد نه اصلاح، نماد بخشش بی‌قیدوشرط و رحمت الهی است. همین کنش اوست که ایمان ژان‌ والژان به انسانیت را به او برمی‌گرداند و او را از مردی خشمگین و کینه‌توز به انسانی فداکار بدل می‌کند؛ رابطه‌ای که سراسر رمان زیر سایه‌ی آن روایت می‌شود.

فانتین

فانتین مادر کوزت است؛ زنی جوان که برای تامین هزینه‌های دخترش دست به هر فداکاری‌ای می‌زند و در نهایت پس از اخراج از کار و دستگیری، در بستر بیماری جان می‌بازد. نقش او در داستان نسبتا کوتاه اما بسیار تاثیرگذار است؛ سرنوشت او محرک اصلی تصمیم ژان‌ والژان برای به‌عهده‌گرفتن مسئولیت کوزت است. فانتین نماد قربانیان بی‌صدای نابرابری اجتماعی و جنسیتی در جامعه‌ی قرن نوزدهم فرانسه است؛ زنی که هیچ راه نجاتی جز فروختن کرامتش برایش باقی نمی‌ماند. ارتباط او با ژان‌ والژان از طریق یک وعده شکل می‌گیرد؛ وعده‌ای که ژان‌ والژان تا پایان عمر به آن پایبند می‌ماند و هدایت‌گر بخش بزرگی از تصمیمات اوست.

کوزت

کوزت دختر فانتین و دخترخوانده‌ی ژان‌ والژان است. او دوران کودکی سختی نزد خانواده‌ی تناردیه می‌گذراند، اما هرگز امیدش را از دست نمی‌دهد. نقش کوزت در نیمه‌ی دوم رمان پررنگ‌تر می‌شود؛ عشق او و ماریوس، خط داستانی اصلی بخش پایانی کتاب را شکل می‌دهد. او نماد معصومیت و امیدی است که با وجود سختی‌های ابتدای زندگی، دست‌نخورده باقی می‌ماند. رابطه‌ی او با ژان‌ والژان، قلب عاطفی رمان است؛ ژان‌ والژان با نجات و بزرگ‌کردن کوزت، فرصتی برای عشق‌ورزی و پدرانگی‌ای پیدا می‌کند که زندگی سختش هرگز به او نداده بود.

ژاور

ژاور افسر پلیسی است که اجرای عدالت اجتماعی برایش در پیروی محض از قانون معنا پیدا می‌کند. نقش او در داستان، تعقیب‌کننده‌ی سرسخت ژان‌ والژان در طول سال‌هاست و به‌عنوان یکی از عناصر اصلی کشمکش رمان عمل می‌کند. ژاور نماد قانونِ خشک و بی‌انعطاف در برابر رحمت و انسانیت است؛ شخصیتی که تا پایان باور دارد گناهکار همیشه گناهکار می‌ماند. ارتباط او با ژان‌ والژان در طول رمان از تعقیب و دشمنی آغاز می‌شود، اما در پایان، وقتی ژان‌ والژان جان او را نجات می‌دهد، ژاور در تقابل قانون و انسانیت، برای اولین‌بار می‌بازد؛ بحرانی درونی که سرانجام به خودکشی او ختم می‌ود.

خانواده‌ی تناردیه

خانواده‌ی تناردیه میخانه‌دارانی حریص و پول‌پرست هستند که مسئولیت نگهداری از کوزت را در ازای پول می‌پذیرند، اما درواقع او را آزار می‌دهند و به کارهای دشوار وامی‌دارند. نقش آن‌ها در داستان، هم به‌عنوان مانعی بر سر راه کوزت و ژان‌ والژان است و هم به‌عنوان طنزی تلخ از فرصت‌طلبی اجتماعی. خانواده‌ی تناردیه نماد فساد اخلاقی و سودجویی‌ای هستند که در دل فقر عمومی جامعه رشد می‌کند؛ برخلاف ژان‌ والژان که فقر او را به رستگاری می‌رساند، فقر آن‌ها را به تباهی می‌کشاند. ارتباطشان با ژان‌ والژان یک رویارویی مداوم است؛ او بارها ناچار می‌شود برای رهاندن کوزت و بعدها ماریوس، با آن‌ها روبه‌رو شود.

ماریوس

ماریوس جوانی آرمان‌خواه و انقلابی است که عاشق کوزت می‌شود. نقش او در داستان بیشتر در نیمه‌ی دوم رمان پررنگ می‌شود، جایی‌ که سرنوشتش با قیام‌های خیابانی پاریس و خانواده‌ی ژان‌ والژان گره می‌خورد. ماریوس نماد نسل جوان آرمان‌گرایی است که در پی عدالت اجتماعی و آزادی، حاضر به فداکاری است. ارتباط او با ژان‌ والژان در ابتدا ناآگاهانه و پرتنش است، چون ژان‌ والژان نگران از دست دادن کوزت است؛ اما در جریان قیام، وقتی ژان‌ والژان جان ماریوس را نجات می‌دهد، این رابطه به یکی از عمیق‌ترین نمونه‌های ایثار در رمان بدل می‌شود.

ترجمه‌های کتاب بینوایان در ایران

ترجمه های کتاب بینوایان
ترجمه‌های کتاب بینوایان در ایران

کتاب بینوایان ازجمله رمان‌های مشهور و محبوب است، به همین خاطر ترجمه‌های متعددی از آن صورت گرفته است. نخستین ترجمه‌ی فارسی این رمان را یوسف اعتصامی (پدر پروین اعتصامی، شاعر نام‌آشنای ایرانی) با نام «تیره‌بختان» انجام داد و تنها یک جلد از رمان را برگرداند. از ترجمه‌های دیگر آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ترجمه‌ی حسینقلی مستعان، انتشارات کبیر
  • ترجمه‌ی محمدرضا پارسایار، انتشارات هرمس
  • ترجمه‌ی نسرین تولایی و ناهید ملکوتی، نشر نگاه
  • ترجمه‌ی مهدی علوی، انتشارات اکباتان
  • ترجمه‌ی محمد مجلسی، انتشارات دنیای نو
  • ترجمه‌ی محسن سلیمانی، انتشارات افق

ترجمه‌ی حسینقلی مستعان برگردانی قدیمی است و ممکن است امروزه زبان سختی برای خوانندگان داشته باشد، اما در زمان خود جایگاه رفیع و تاثیرگذاری داشته است. ترجمه‌ی محمدرضا پارسایار از نثر روان‌تری برخوردار است و به همین خاطر محبوبیت بیشتری در بین خوانندگان دارد. ترجمه‌های دیگر نیز هرکدام ویژگی‌های مثبتی دارند و خوانندگان می‌توانند متناسب با سلیقه‌ی خود یکی از آن‌ها را انتخاب کنند.

اقتباس‌های سینمایی و نمایشی از کتاب بینوایان ویکتور هوگو

تئاتر بینوایان در ایران
تئاتر بینوایان در ایران

از رمان بی‌نظیر بینوایان، نمایش‌ها، سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی بسیاری ساخته شده است که از میان آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • فیلم سینمایی بینوایان به کارگردانی ریموند برنار در سال ۱۹۳۴
  • فیلم سینمایی بینوایان به کارگردانی بیله آگوست در سال ۱۹۹۸ با بازی لیام نیسون
  • انیمه‌ی بینوایان؛ سریال تلویزیونی پنجاه‌ودو قسمتی

نمایش بینوایان در ایران نخستین‌بار در قالب اجرایی از بهروز غریب‌پور در فرهنگ‌سرای بهمن (1375)، و بعدها به کارگردانی سروش طاهری (۱۳۹۵) روی صحنه رفت. اما شناخته‌شده‌ترین نسخه، موزیکال بینوایان به کارگردانی حسین پارسایی است (۱۳۹۷) که با حضور پارسا پیروزفر، نوید محمدزاده و بیش از ۳۰۰ هنرمند در تهران اجرا شد.

چرا کتاب بینوایان هنوز خواندنی است؟

ویکتور هوگو
ویکتور هوگو

بینوایان امروز هم به دلایل متعددی خواندنی است؛ از تسلط ویکتور هوگو در روایت انسانی‌ترین مضامین گرفته تا تاثیری که بر نسل‌های بعدی گذاشته است. نخست، این رمان همچنان به شکل گسترده چاپ و بازنشر می‌شود، چون مضامینی مانند فقر، بی‌عدالتی اجتماعی و نابرابری اقتصادی که هوگو در قرن نوزدهم به تصویر کشیده، هنوز در جوامع امروزی قابل لمس‌اند. خواننده‌ی معاصر در سرنوشت ژان‌ والژان یا فانتین، بازتابی از چالش‌های زمانه‌ی خودش را می‌بیند.

از طرفی بینوایان به‌واسطه‌ی عمق شخصیت‌پردازی، ساختار روایی پیچیده و پیوند مهارت‌آمیز داستان‌های فردی با رخدادهای بزرگ تاریخی مانند قیام ژوئن 1832جایگاهی ثابت در فهرست کلاسیک‌های ادبیات جهان دارد. در نهایت اینکه تاثیر بینوایان بر نویسندگان و هنرمندان پس از خود انکارناپذیر است؛ از فئودور داستایفسکی و چارلز دیکنز که به‌طور مستقیم از آثار هوگو تاثیر گرفتند، تا اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی و موزیکالی که هنوز هم در سراسر جهان تولید می‌شوند و نشان می‌دهند این داستانِ عشق، رنج و رستگاری، مرزی از زمان و مکان نمی‌شناسد.

جملاتی ناب از کتاب بینوایان

«هیچ‌گاه از دزدان نترسید، آن‌ها خطرهایی بیرون از وجود ما و بسیار جزیی هستند، باید از خطرهای درونی هراس داشت، باید از خود بترسیم. از داوری ناسنجیده خود درباره دیگران ترس داشته باشیم. خطر بزرگ راهزن درون ماست. آنان که جان و مال ما را در معرض تهدید قرار می‌دهند، چندان مهم نیستند. آنچه روح ما را به خطر می‌اندازد اهمیت دارد.»

«اختیار با من است، میان رنج‌ بردن و شاد زیستن باید یکی را برگزینم. رنج بردن مرا تا کجا می‌کشاند؟ به نیستی. شاد زیستن مرا به کجا می‌برد؟ به نیستی. پس بهتر نیست که شاد بزیم؟ در این جهان باید یا خورد یا خورده شد و من خورنده‌ام. دندان بودن بهتر از علف بودن است، عقل چنین اقتضا می‌کند. از هر سو که بروی در پایان خط گورکن انتظارت را می‌کشد.»

نظر شما درباره این مطلب چیست؟ منتظر خواندن دیدگاه شما هستیم.
امتیاز کاربران 4.0 (5 نفر)
prev مطلب قبلی تا زمانی که یکی از ما زنده است، هردوی ما زنده هستیم. می‌فهمی؟ مطلب بعدی خلق تدریجی مرگی شاهکار prev

سوالات متداول

کتاب بینوایان داستان زندگی ژان‌ والژان، زندانی سابقی را روایت می‌کند که پس از سال‌ها حبس، در جست‌وجوی رستگاری و ساختن زندگی تازه است. ویکتور هوگو در این رمان، علاوه بر سرگذشت ژان‌ والژان، به موضوعاتی مانند فقر، عدالت، عشق، بخشش، نابرابری اجتماعی و انقلاب در فرانسه قرن نوزدهم می‌پردازد..
کتاب بینوایان اثر ویکتور هوگو، نویسنده، شاعر و نمایشنامه‌نویس برجسته فرانسوی است. این رمان در سال ۱۸۶۲ منتشر شد و امروزه یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات کلاسیک جهان و از شاهکارهای مکتب رمانتیسم به شمار می‌رود.
در میان ترجمه‌های فارسی، ترجمه محمدرضا پارسایار از انتشارات هرمس به‌دلیل کامل بودن، نثر روان و وفاداری به متن اصلی، یکی از محبوب‌ترین ترجمه‌های بینوایان است. ترجمه حسینقلی مستعان نیز از ترجمه‌های قدیمی و تأثیرگذار این اثر محسوب می‌شود و همچنان طرفداران خود را دارد.
دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

هیـچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!

اولین دیدگاهتان را بنویسید
مطالب پیشنهادی
بر اساس:
دسته‌بندی نویسنده ناشر
جدیدترین نویسندگان
جدیدترین مترجمان
جدیدترین ناشران کتاب
جدیدترین ناشران مجله
جستجو بر اساس دسته بندی