× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال۲۵۰۰۰ هزار تومان
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای ۱۵۰ هزارتومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

بعد از پایان

نویسنده: فریبا وفی

چند کیلومتر مانده بود برسم. باد خنکی که بوی تبریز را می‌داد و مثل قرابیه و نوقایش مخصوص بود جلو جلو آمده بود و از پنجره‌ی ماشین های‌و‌هوی می‌کرد. بوی هیزمی که توی هوا بود آدم را یاد آتش و جنگل‌های دور می‌انداخت. خستگی از تنم رفته بود. هیجان نرم و نازکی قلبم را غلغلک می‌داد. منتظرش نبودم و کمی غافلگیر شدم. بدنم داشت بیدار می‌شد. سفر واقعی تازه داشت شروع می‌شد. تهران با آپارتمانم و کار و دوست و لیست کارهای ناتمام روی یخچال مانده بود پشت‌سرم و کیلومتر به کیلومتر عقب‌نشینی می‌کرد. با صدای تیز منظر به خودم می‌آمدم.

«نورش کم بود.»

«نور چی؟»

«نور عکس را می‌گویم. عکس دست‌های عاشق.»

خندیدم. از کجا فهمیدی عاشقند؟

«دست‌هایی که عاشقند و دست‌هایی که نیستند را خوب می‌شناسم. اگر به یک دست نگاه کنم فوری می‌فهمم که این دست عشق را می‌شناسد یا نه.»

دستش را نشان داد.

«نگاه کن. با دست یک مرد فرقی ندارد. یک زمانی داشت، ولی من خیلی مواظبش نبودم. به پوستش کرم زدم ولی مواظب احساسش نبودم. اما تو معلوم است که یادت نرفته.»

جواب ندادم. هنوز هم دلخور بودم از اینکه عکس دست‌ها را برداشته و زده بود جلوی چشم.

آه بلندی کشید.

«آدم هر جا برود دلش می‌خواهد یک روزی برگردد به کشورش، به شهرش. وقت رفتن ممکن است زیاد متوجه نشود ولی وقت برگشتن این را می‌داند. پنج سال پیش از هواپیما پیاده شدم و بلافاصله خودم را رساندم بروجرد. اولین بار بود آمدم ایران بعد از بیست سال. داشتم خفه می‌شدم از زور خوشحالی و اضطراب. تمام مدت به اسد فکر می‌کردم. باید یک بار می‌آمد تا این اضطراب را می‌شناخت.»

عینکش را درآورد و هو کرد و با گوشه‌ی شالش پاک کرد.

«اما نمی‌تواند بیاید. این حال را نمی‌شناسد.»


قیمت: 18,900 تومان
پاکت خرید
بعد از پایان
بعد از پایان
  • ناشر : مرکز
  • تعداد صفحات: 227
  • شابک: 9789642132270
  • شماره چاپ: 8
  • سال چاپ: 1396
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی

مقالات پیشنهادی

 اجرای قمرالملوک وزیری در حضور عارف قزوین

اجرای قمرالملوک وزیری در حضور عارف قزوین

در سال 1310 قمرالملوک وزیری برای اجرای کنسرت به همدان رفت، شهری که عارف قزوینی سالهای پایان عمر خود را درآن می‌گذراند. قمر برای اجرای خود از عارف دعوت کرد و در حین اجرا از او تقدیر کرد.  بیشتر بخوان
 کدام رمان ها  را بخوانیم تا با ضربه‌های دشوار زندگی سازش کنیم

کدام رمان ها را بخوانیم تا با ضربه‌های دشوار زندگی سازش کنیم

در میان خطوط کتاب ها کلماتی پنهان شده­اند که روحیه مبارز ما برای جنگ با تاریکی ها را دوباره احیا می­کنند. مثل کتاب­هایی از دیانا آتیل، آن تیلر و الیزابت استرات که همگی در رمان‌هایشان بینش و سرخوشی لازم در زمان سختی را به تصویر کشیده­اند.  بیشتر بخوان
 وقتی کتاب­‌ها درمان هستند

وقتی کتاب­‌ها درمان هستند

در دنیای آشوب ما کتاب‌ها همچنان منبع درمان و حکمت هستند. در میانۀ این آشفتگی، کتاب‌درمانی راهی است هموارتر تا کتاب‌ها را درست و دقیق به خوانندگانش تجویز کند.  بیشتر بخوان
 چگونه می‌توان نسل جدید را با رمان‌های کلاسیک طولانی آشتی داد؟

چگونه می‌توان نسل جدید را با رمان‌های کلاسیک طولانی آشتی داد؟

چرا باور عمومی را بپذیریم که این کتاب‌ها «عظیم» و «طولانی» هستند؟ هرچه ظاهر این کتاب‌ها را بزرگ‌تر جلوه بدهیم، دلهره‌آورتر و طولانی‌تر به نظرمان خواهند آمد. چه می‌شود اگر با آن‌ها همان‌طور که هستند و بدون پیش‌فرض مواجه شویم؟ مانند کتاب‌های راهنمای زندگی که می‌توانند سرگرممان کنند و بشر جایزالخطا آن‌ها را نوشته‌ است. بیشتر بخوان
 مرگ در میان غزل‌ها

مرگ در میان غزل‌ها

 یوزپلنگانی که با من دویده‌اند شامل ده داستان کوتاه از بیژن نجدی است. هر داستان با نگاهی شاعرانه و نو، وجه جدیدی از مفهوم مرگ را پیش روی خواننده می‌گذارد.  بیشتر بخوان
 مهاجرت و ارمغان‌هایش

مهاجرت و ارمغان‌هایش

«خاطرات یک دروغگو» داستان زن مهاجری است که دروغ برایش مثل ابزاری برای رسیدن به اهدافش نیست بلکه راهی است که از طریق آن خیال آدمها را راحت کند، تسکینشان دهد، سرگرمشان کند و یا جنبه‌هایی از واقعیت را نشانشان دهد که هرگز ندیده‌اند.  بیشتر بخوان
 پرنده‌‌ی من

پرنده‌‌ی من

امیر به طرف آینده می‌رود. عاشق آینده است. گذشته را دوست ندارد، آن همه گذشته زنانه‌ای که نه از دیوار پریدن دارد نه دوچرخه‌سواری نه فوتبال در محله. گذشته‌ای پر از پچ‌پچه و حرف‌های درگوشی و خاله‌بازی است. گذشته‌ای که به زیرزمین‌های تاریک و پستوها منتهی می‌شود. امیر حاضر نیست حت یک قدم با من به عقب برگردد. بیشتر بخوان
 رویای تبت

رویای تبت

شیوا! بلند شو که گند زدی. همیشه من گند می‌زنم، ایندفعه نوبت توست. کی باور می‌کرد شیوای متین و معقول این کار را بکندو یک لحظه انگار همه زیر فلاش دوربین خشکمان زد. حالا می‌فهمم که همه یک جور تعجب نمی‌کنند. بیشتر بخوان
 عادت می کنیم

عادت می کنیم

شیرین به پیشخدمت گفت «کره، پنیر، مربای بهار نارنج و نیمرو. زرده‌ها سفت، لطفا.» و به آرزو که دهنش باز مانده بود گفت «شمال بدون صبحانه یعنی هیچ. عوضش ناهار نمی‌خوریم.» بیشتر بخوان

کتاب های پیشنهادی

 همه ی افق

همه ی افق

7,000 تومان
 روز دیگرعاشورا

روز دیگرعاشورا

51,500 تومان
 رویای تبت

رویای تبت

17,000 تومان
 در راه ویلا

در راه ویلا

9,000 تومان



Some text some message..