لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
سفارش شما شنبه 16 مهر 1401 تحویل پست داده خواهد شد.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله ناداستان (۲+)

این جعبه به این ترتیب بود که در آن لولایی داشت و از تو فنری که اگر در را به زور نگاه نمی‌داشتند و نمی‌بستند آن فنر در را باز می‌کرد. این در را با نخی بسته بودیم که از هشت نخ ایپلیک (نخ پنبه که حوله و غیره با آن میبافند) درست کرده بودیم و قطرش به قطر یک نخ قند بود. وقتی که در باز می‌شد می‌ترکید. جعبه را دادیم و قبض از پستخانه گرفتیم و برگشتیم.

عصر ما دادیم، فردا صبح پست حرکت کرد. عصر به طرف رسانید.

شب عید دو پس از نصف شب، ستارخان به من تلفن کرد: «مژده‌ای می‌دهم به شما: کسی آمده است در مرند بمب انداخته و شجاع نظام را کشته.» من فهمیدم بسته کار خودش را کرده.

خاطرات حیدرخان عمواوغلی

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 304
  • شماره: 2+
  • سال انتشار: 1400
  • ماه انتشار: اردیبهشت
  • دوره نشر: ماهنامه
  • ناشر: ناداستان

مقالات پیشنهادی

 جنگ چهره زنانه ندارد

جنگ چهره زنانه ندارد

«ما توی زمین زندگی می‌کردیم... مثل موش کور... بهار که می‌شد یه شاخه می‌آوردی و می‌ذاشتی رو تاقچه. تماشاش می‌کردی و شاد می‌شدی. آخه فردا ممکن بود نباشی. به این خاطر به خودت فکر می‌کنی. و سعی می‌کنی شاخه رو به خاطر بسپاری... از خونه برای یکی از دخترها لباس زنانه‌ی پشمی فرستادن. ما حسودی‌مون می‌شد، با این‌که می‌دونستیم امکان پوشیدن لباس شخصی تو جنگ وجود نداشت. ارشدمون که مرد بود، غر زد و گفت «بهتر بود واسه‌ت ملافه می‌فرستادن. فایده‌ش بیشتر بود.»  بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله ناداستان
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..