لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
سفارش شما شنبه 16 مهر 1401 تحویل پست داده خواهد شد.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله شهرزاد (۲)

پیشینه
چهارصد سال پیش از آنکه اصفهان به دستور شاه عباس اول پایتخت صفویه شود (۱۰۰۷ هـق.)، راوندی در کتاب معروف راحه‌الصدور نوشت که در سال ۴۸۷ هـق. بَرکیارُق شاه سلجوقی در «کوشک میدان» اصفهان دستگیر شد. این «کوشک میدان» را می‌توان نام قدیم میدان نقش جهان اصفهان دانست و سخن راوندی را نخستین گزارش تاریخی از آن. کوشک، به معنی کاخ، ظاهراً همان بنای زیبایی است که ترکان خاتون، همسر ملک‌شاه سلجوقی (حك. ۴۶۵-۴۸۵ هق.)، در باغ احمدسیاه در کنار زاینده‌رود در آن اقامت داشته است. به غیر از این باغ، در دوره‌های پیش از صفویه و پیش از مغول سه باغ دیگر به نام‌های باغ‌کاران، باغ فلالسان (فلارن) و باغ بکر هم وجود داشته است که به مجموع آن‌ها «چهارباغ» گفته می‌شد. به دستور شاه عباس اول (حك. ۹۹۶-۱۰۳۸ هق.) از دروازه‌دولت تا دامنه‌ی کوه صفه خیابانی طولانی، پهن و درخت‌کاری‌شده ساختند که گردشگاه خانواده‌ی سلطنتی، درباریان و اهالی شهر بود و چون پیش از آن، در آن محل، این چهار باغ قرار داشتند، این خیابان نیز چهارباغ نام گرفت.

صفحه ۶

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 79
  • شماره: 2
  • سال انتشار: 1398
  • ماه انتشار: مرداد
  • دوره نشر: ماهنامه
  • ناشر: شهرزاد

مقالات پیشنهادی

 مثل خون در رگ‌های من

مثل خون در رگ‌های من

متن کتاب مثل خون در رگ های من هرچه بیشتر می‌بینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر می‌شود. دیروز چند لحظه‌ی کوتاه بیشتر ندیدمت. تمام سرشب، تنها و بی‌هدف در خیابان‌های تاریک و خلوت این اطراف راه رفتم و به تو فکر کردم. شاید اگر بیرون نمی‌رفتم، می‌توانستم دفعات بیشتری ببینمت، ولی چون به‌ات گفتم که بروی بخوابی و قبول نکردی، ناچار رنج ندیدن تو را به خودم هموار کردم و از خانه بیرون رفتم که بروی استراحت کنی. فکر نمی‌کنی اگر مریض بشوی و بیفتی، با این وضعی که داریم چه خواهد شد؟ بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله شهرزاد
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..