× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی زیر ۶۰۰ گرم ۱۵ هزار تومان و بالای ۶۰۰ گرم ۲۳ هزار تومان، در صورتی که مبلغ اضافه‌ای بابت پست با هزینه پاکت یا کارتن دریافت شده باشد به شما برگشت داده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله از طریق تلفن یا پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خود شماست.
  • سفارشات پستی به غیر از روزهای پنج شنبه و جمعه و تعطیلات رسمی حداکثر ظرف 1 روز کاری تحویل پست داده خواهد شد.
تماس با پشتیبانی از ساعت 10 صبح-4 بعدظهر به غیر از پنج‌شنبه‌ها و جمعه‌ها و روزهای تعطیل. گفتگوی آنلاین تمام روزهای از ساعت 10 صبح تا 10 شب.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله زنده رود (۷۰)

در این فصل به ساختار پیرنگ و تصویر جامعه در داستان‌های مندرج در مجلات ارزان‌قیمت زنان می‌پردازیم. گفته شده است که جهان‌بینی نویسندگان میان فردگرایی قهرمانانه و جبرگرایی نوسان می‌کند. به‌رغم اینکه دوره‌ای که مجله‌ها را از آن برای نمونه‌گیری انتخاب کرده‌ام دهه ۱۹۳۰ است، هیچ اثری از نقد رادیکال جامعه در آنها نیافتم. هیچ گونه همخوانی نزدیک میان این داستان‌ها و سرمشق‌هایی که رمان‌های نخبه به‌ست می‌دهند وجود ندارد و این مشکل پیش رویمان قرار می‌گیرد که نویسندۀ عامه‌پسند می‌خواسته که خواننده داستان‌هایش را چگونه بخواند؟ به همین دلیل، یکی از این داستان‌ها را عمیقاً تجزیه و تحلیل می‌کنم و به ترفندهایی اشاره می‌کنم که به کار رفته‌اند تا علامت بدهند که نویسنده ترجیح می‌داده از شخصیت، کنش در پیرنگ و غیره چه معنایی برداشت کنیم. کارکرد خاص داستان‌های خانوادگی توصیه‌های معنوی است که چگونه می‌توان زیست و باید زیست.

صفحه ۲۳

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 136
  • شماره: 70
  • سال انتشار: 1399
  • دوره نشر: دوفصلنامه
  • فصل انتشار: پاییز
  • ناشر: زنده رود

مقالات پیشنهادی

 پارچه فروش عاشق

پارچه فروش عاشق

پیش از اختراع موبایل در آداب‌ دلبری هر روز که بیدار می‌شدم به آینه نگاه می‌کردم، زل می‌زدم به ابروی چاچی می‌گفتم: من شهید تیغ ابروی تواَم / خاکم و آسوده‌ی روی تواَم. بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله زنده رود
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..