× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله حوالی (۵) خوابگاه

نه خدا بودم، نه ولی خدا
درجست وجوی امر قدسی

مدرسه معصومیه؛ سیاست زدگی با طعم منع موسیقی
وسـط‌های شهریور ۱۳۷۵، حدود سه نصف شب رسیدم دم در مدرسه معصومیه در بزرگ آهنی مدرسـه قفل بود. بغل دستش اتاقکی بود که نگهبان خواب بود. در نزدم. یک ساک بزرگ و یک چادرشـب، که تویش پتو و بالش بود، همراهم بود. دم در نشستم. در سادگی نوجوانانه‌ام نمی‌خواستم پیرمرد نگهبان را بیدار کنم، پنج شش دقیقه‌ای بیشتر ننشسته بودم که طلبه‌ای با ساکی نه چندان بزرگ و بدون چادرشب و پتو و بالش، آمد و سلام کرد. به سـادگی نوجوانانه‌ام خندید و آرام با سکه‌ای در زد. نگهبان، بی‌آنکه غرولند کند، در را باز کرد. طلبه را می‌شناخت. از من کارت خواسـت. برگه موقتی را که دم ثبت نام بهم داده بودند، نشانش دادم. آدرس حجره را پرسیدم. نشانم داد. طلبه‌ای که برای نمازشب بیدار شده بود، آمد کمکم و ساک را گرفت. توی حیـاط، توی خنکی پس از گرما، ده بیسـت نفری خوابیده بودند. همان جا بساطم را پهن کردم که مبادا نیمـه شـب مزاحم هم حجره‌ای‌های نادیده‌ام شـوم یک ساعتی مانده بود به اذان صبح، آن یک سـاعت نخوابیدم. در رؤیایی خام، گمان می‌کردم با به فضایی پر از معنویت و دور از هر آلودگی دنیایی گذاشته‌ام و دوست داشتم هرچه زودتر مثل کسانی بشوم که در این فضا بودند.

اکبر موسوی

صفحه ۳۳

قیمت: 30,000 تومان
افزودن به پاکت خرید
مجله حوالی (۵) خوابگاه
  • تعداد صفحات: 216
  • شماره: 5
  • سال انتشار: 1398
  • دوره نشر: ماهنامه
  • فصل انتشار: زمستان

مجله های پیشنهادی

 مجله کرگدن (۱۹)

مجله کرگدن (۱۹)

6,000 تومان
 مجله تندیس (۳۹۷-۳۹۶)

مجله تندیس (۳۹۷-۳۹۶)

20,000 تومان
 مجله مترجم (۷۳)

مجله مترجم (۷۳)

30,000 تومان
 مجله حوالی (۱) ترمینال

مجله حوالی (۱) ترمینال

40,000 تومان



مقالات پیشنهادی

 کتاب خرده‌روایت‌های بی‌زن و شوهری

کتاب خرده‌روایت‌های بی‌زن و شوهری

ما خانه‌ها، کوچه‌ها، خیابان‌ها و آدم‌های زیادی را ترک گفتیم، اما اگر جرات مرور خاطرات‌شان را داشته باشیم، لحظة پرتپشِ لرزش و ریزش دل را حتماً تجربه کرده‌ایم. لحظة سکوت پرهیاهویی که با تبانی ذهن سمج و دل ناماندگار پدید می‌آید و بس...بارها با خودمان گفتیم اگر دل هم مثل چشم در داشت، می‌بستیم یا اگر بلد بودیم، ذهن را از خاطره‌ها و حافظة بویایی را از تمام عطرهای گذشته خلاص می‌کردیم. اما بدون این‌ها تنهایی‌مان را چگونه پر می‌کردیم؟ بیشتر بخوان
Some text some message..