لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله آگاهی نو شماره ۵

مجله آگاهی نو شماره ۵
چند ایرانی حیران در لندن جین آستین
نگاهی به کتاب عشق غریبه‌های نایل گرین

تصویری که کتاب ایران و مسئله ایران نوشته جرج کرزن از ایران و ایرانی می‌دهد بسیار غم انگیز است. او معتقد است پشت باغ حاصل خیز هند، بیابانی بی‌آب و علف است که مردمی بیابان گرد و کمی کودن در آن زندگی می‌کنند. جایی که ارزش سرمایه گذاری ندارد ولی بهتر است برای محافظت از باغمان از شر دشمنان حریص اروپایی کمی خرجش کنیم تا جلوی تعرض به ثروت پشت این دیوار را بگیریم. اما همانطور که خواهید دید این نظریه مورد موافقت همه اقشار در حاکمیت بریتانیا نبود و عده‌ای این کار را دور ریختن پول می‌دانستند. به قول بنجامین دیسرائلی، نخست وزیر انگلستان در سال ۱۸۷۴ «شرق بیشه است»؛ نظری که هنوز هم کارکرد دارد. همان طور که وقتی ماندن در هندوستان صرفه اقتصادی نداشـت آن را به حال خودشان واگذار کردند.

مهدی فاتحی
نویسنده و منتقد

صفحه ۲۲۲

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


کامران
۱۴۰۰/۱۰/۲۰
مجله خوبی هست.
  • تعداد صفحات: 356
  • شماره: 5
  • سال انتشار: 1400
  • دوره نشر: پاییز
  • فصل انتشار: فصلنامه
  • ناشر: آگاهی نو

مقالات پیشنهادی

 هفته‌ی چهل و چند

هفته‌ی چهل و چند

دیوار چین طولانی‌تر از چیزی بود که در عکس‌ها دیده بودم. شکوه و غم را یک‌جا ریخت توی دلم. میان طبیعت سبز و بکر راه خودش را باز کرده بود و رفته بود بالا. پایم را که روی اولین پله‌ی سنگی گذاشتم، سنگینی تاریخ انسانی‌اش آوار شد روی شانه‌هایم. دستم را گذاشتم روی شکمم. «شکوفه‌ی سیب، این‌جا رو یادت بمونه.» یادش نمی‌ماند. بعدها که دنیا می‌آمد و عقل‌رس می‌شد، باید می‌نشستم و دخترک یا پسرک را می‌نشاندم روی پاهایم. بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله آگاهی نو
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..