کتاب کلاف رگ
پیش از خرید کتاب کلاف رگ بخوانید
این داستان اثری درونگرایانه است که با زبانی نمادین، به روزمرگیها، شتاب بیامان زمان و تنهایی انسانها در هیاهوی زندگی میپردازد.
درباره کتاب
کتاب کلاف رگ با نگاهی روانشناختی و لحنی متفاوت، گذر پرشتاب و گاه ترسناک زمان را روایت میکند. نویسنده با استفاده از تصویرسازیهای ملموس و نوستالژیک مانند بازیهای کودکانه، نشان میدهد که چگونه آدمها در چرخه تکراری زندگی گرفتار شده و به دور خود میچرخند؛ چرخشی سرگیجهآور که گاه به فراموشی خاطرات و حرفهای گذشته منجر میشود.
خواندن کتاب کلاف رگ به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به ادبیات داستانی معاصر ایران.
- دوستداران روایتهای درونگرایانه و فضاسازیهای روانشناختی.
معرفی نویسنده و ناشر
این رمان خواندنی به قلم بهار رضائی گلج نوشته شده است. او در این اثر تلاش کرده تا با نثری خوشآهنگ، دغدغههای ذهنی و انزوای آدمها را به تصویر بکشد. این کتاب توسط نشر نیلوفر چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
جملات کتاب...
خودم میدانم، من برای راه رفتن هنوز کوچکام؛ این را بخوان خودت:
نمیفهمید چرا از یک زمانی، از یک جایی به بعد در همه و هر زندگی آدم ها، روز و شب سر از دنبال هم گذاشته باشند، چرا آن همه تند و ترسیده از پی هم میگذرند که دیگر هیچ آدمی، هول باشد، با آن دیگران کاری ندارد که همه شان انگار دور خودشان و دور دنیای میچرخند، شبیه چرخ چرخ های دختر بچه ای روی نقش ترنج وسط قالی نخنما شده که از بس پا خورده رنگ ازش پریده: «شبیه بازی است همه کار این دنیا، چرخ چرخ عباسی، یادت هست هنوز؟» به روشن سایه ریخته از آفتابی به خاک نشسته لامپ، زن را، کدر و مات دیده بود که دست هاش را باز کرده دور خودش میچرخد: «یادت نیامد آن همه حرف هات؟ سر به هوا، هیچ یادت نیامد.»